viceroyship

[ایالات متحده]/ˈvaɪs.rɔɪ.ʃɪp/
[بریتانیا]/ˈvaɪs.rɔɪ.ʃɪp/

ترجمه

n. دورهٔ تصدی یا صلاحیت یک نایب‌السلطنه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

viceroyship duties

وظایف نایب السلطانی

viceroyship powers

اختیارات نایب السلطانی

viceroyship title

عنوان نایب السلطانی

viceroyship authority

حکومت نایب السلطانی

viceroyship administration

مدیریت نایب السلطانی

viceroyship region

منطقه نایب السلطانی

viceroyship history

تاریخچه نایب السلطانی

viceroyship responsibilities

مسئولیت‌های نایب السلطانی

viceroyship legacy

میراث نایب السلطانی

viceroyship governance

حاکمیت نایب السلطانی

جملات نمونه

the viceroyship of the region was a significant responsibility.

مسئولیت جانشینی منطقه یک مسئولیت مهم بود.

he was appointed to the viceroyship after years of service.

پس از سال‌ها خدمت، او برای جانشینی منصوب شد.

the viceroyship allowed him to govern with considerable authority.

جانشینی به او اجازه داد با قدرت فراوان حکومت کند.

during his viceroyship, many reforms were implemented.

در طول دوران جانشینی او، بسیاری از اصلاحات اجرا شد.

the viceroyship was often associated with colonial power.

جانشینی اغلب با قدرت استعماری مرتبط بود.

she studied the history of the viceroyship in her thesis.

او تاریخ جانشینی را در پایان‌نامه خود مطالعه کرد.

the responsibilities of the viceroyship included taxation and law enforcement.

مسئولیت‌های جانشینی شامل مالیات و اجرای قانون می‌شد.

his viceroyship was marked by both achievements and controversies.

دوران جانشینی او با دستاوردها و جنجال‌ها مشخص شد.

the viceroyship was a pivotal role in the administration.

جانشینی نقش مهمی در امور اجرایی داشت.

many leaders aspired to the prestige of the viceroyship.

رهبران زیادی به منزلت جانشینی علاقه داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید