vicissitudes

[ایالات متحده]/vɪˈsɪsɪtjuːd/
[بریتانیا]/vɪˈsɪsɪtuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات و نوسانات، عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیری

جملات نمونه

the vicissitude of the seasons.

گرایش‌های فصلی

the vicissitudes of seasons

نوسانات فصلی

withstood the vicissitudes of an army career.

در برابر فراز و نشیب یک شغل نظامی مقاومت کرد.

her husband's sharp vicissitudes of fortune.

نوسانات شدید ثروت همسرش.

The vicissitudes of life may suddenly make a rich man very poor.

ممکن است فراز و نشیب‌های زندگی ناگهان یک مرد ثروتمند را بسیار فقیر کند.

We will meet whatever vicissitudes fate may send.

ما با هر فراز و نشیبی که سرنوشت بفرستد، روبرو خواهیم شد.

A man used to vicissitudes is not easily dejected.

مردی که به فراز و نشیب‌ها عادت دارد، به راحتی دلسرد نمی‌شود.

He experienced several great social vicissitudes in his life.

او چندین فراز و نشیب اجتماعی بزرگ را در زندگی خود تجربه کرد.

Over one hundred years ,they have evoluted on each tracks, pertinaciously continued characteristic spirits and traditions whether the civilization vicissitude and regime subrogation.

در طول بیش از صد سال، آنها در هر مسیر تکامل یافته‌اند، به طور پیوسته ارواح و سنت‌های خاص را حفظ کرده‌اند، صرف نظر از فراز و نشیب تمدن و جانشینی رژیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید