vignette

[ایالات متحده]/viː'njet/
[بریتانیا]/vɪn'jɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراحی تزئینی
vt. به عنوان سایه یا انعکاس کمرنگ چاپ کردن.
Word Forms
جمعvignettes

جملات نمونه

A lack of narrative drive leaves the reader with piecemeal vignettes.

نبودن یک روایت قوی باعث می‌شود خواننده با تکه‌هایی از داستان مواجه شود.

Another vignette indelibly imprinted in my memory bank: While walking along a trail, I came upon a flock of small birds that seemed to be mobbing something;had they noticed an owl or a snake?

یک قطعه دیگر که به طرز غیرقابل محوی در حافظه‌ام حک شده است: در حالی که در حال قدم زدن در مسیر بودم، با گله‌ای از پرندگان کوچک مواجه شدم که به نظر می‌رسید در حال حمله به چیزی هستند؛ آیا آنها یک جغد یا یک مار دیده بودند؟

She wrote a beautiful vignette about her childhood memories.

او یک قطعه‌ی زیبا در مورد خاطرات دوران کودکی‌اش نوشت.

The film director used a vignette effect to create a nostalgic atmosphere.

کارگردان فیلم از جلوه‌ی قطعه‌ای برای ایجاد فضایی نوستالژیک استفاده کرد.

The artist sketched a vignette of the city skyline at sunset.

هنرمند طرحی از خط افق شهر در هنگام غروب خورشید کشید.

The book is filled with vignettes of different characters' lives.

کتاب با قطعاتی از زندگی شخصیت‌های مختلف پر شده است.

She captured a brief vignette of the bustling market in her painting.

او یک قطعه‌ی کوتاه از بازار پرجنب‌وجوش را در نقاشی خود به تصویر کشید.

The magazine published a vignette showcasing the latest fashion trends.

مجله قطعه‌ای را منتشر کرد که آخرین روند‌های مد را به نمایش می‌گذاشت.

The photographer framed the portrait with a vignette to draw focus to the subject.

عکاس از قطعه‌ای برای جلب توجه به سوژه در قاب‌بندی پرتره استفاده کرد.

The play featured a series of vignettes depicting different aspects of love.

نمایش شامل مجموعه‌ای از قطعاتی بود که جنبه‌های مختلف عشق را به تصویر می‌کشید.

The designer used a vignette border to enhance the vintage look of the invitation.

طراح از یک حاشیه قطعه‌ای برای افزایش ظاهر قدیمی دعوت‌نامه استفاده کرد.

The author included a vignette at the beginning of each chapter to set the scene.

نویسنده در ابتدای هر فصل یک قطعه قرار داد تا صحنه را تنظیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید