vilest insult
نepوستهترین توهین
vilest behavior
نepوستهترین رفتار
the vilest
نepوستهترین
utterly vile
خیلی نepوسته
vile lies
نepوستههای کاذب
vilest deed
نepوستهترین کار
vile person
نepوستهای
vile words
نepوستههای زبان
vilest crime
نepوستهترین جرم
vile scheme
نepوستهای طرح
the vilest rumors spread quickly through the small town.
گویشهای بسیار ناپسند در شهر کوچک به سرعت پخش شدند.
he accused her of the vilest betrayal imaginable.
او از او متهم شد که بیاخلاقترین خیانت ممکن را انجام داده است.
the politician faced accusations of the vilest kind of corruption.
سیاستمدار متهماتی در مورد بسیار ناپسندترین نوع فساد مواجه شد.
the vilest insults were hurled during the heated debate.
در میان بحث گرمترین توهینهای بسیار ناپسند پرتاب شدند.
she described the dictator's actions as the vilest abuse of power.
او اقدامات دیکتاتور را بسیار ناپسندترین سوءاستفاده از قدرت توصیف کرد.
the documentary exposed the vilest aspects of human trafficking.
فیلم مستند جنبههای بسیار ناپسند تجارت انسانی را آشکار کرد.
he felt the vilest pang of regret after his foolish actions.
پس از اقدامات بیرویگیاش، او احساس درد بسیار ناپسندی از پشیمانی کرد.
the vilest lies can often be the most convincing.
گاهی لطیفترین دروغها میتوانند متقاعد کنندهترین باشند.
the journalist investigated the vilest criminal enterprises operating in the city.
گزارشگر به بررسی بسیار ناپسندترین فعالیتهای جنایی در شهر پرداخت.
the vilest form of prejudice is based on baseless hatred.
بیپشیمانیترین نوع تمایل نژادپرستانه بر اساس نفرت بدون پایه است.
the experience left a vilest taste in her mouth.
این تجربه گویشهای بسیار ناپسندی در دهان او گذاشت.
vilest insult
نepوستهترین توهین
vilest behavior
نepوستهترین رفتار
the vilest
نepوستهترین
utterly vile
خیلی نepوسته
vile lies
نepوستههای کاذب
vilest deed
نepوستهترین کار
vile person
نepوستهای
vile words
نepوستههای زبان
vilest crime
نepوستهترین جرم
vile scheme
نepوستهای طرح
the vilest rumors spread quickly through the small town.
گویشهای بسیار ناپسند در شهر کوچک به سرعت پخش شدند.
he accused her of the vilest betrayal imaginable.
او از او متهم شد که بیاخلاقترین خیانت ممکن را انجام داده است.
the politician faced accusations of the vilest kind of corruption.
سیاستمدار متهماتی در مورد بسیار ناپسندترین نوع فساد مواجه شد.
the vilest insults were hurled during the heated debate.
در میان بحث گرمترین توهینهای بسیار ناپسند پرتاب شدند.
she described the dictator's actions as the vilest abuse of power.
او اقدامات دیکتاتور را بسیار ناپسندترین سوءاستفاده از قدرت توصیف کرد.
the documentary exposed the vilest aspects of human trafficking.
فیلم مستند جنبههای بسیار ناپسند تجارت انسانی را آشکار کرد.
he felt the vilest pang of regret after his foolish actions.
پس از اقدامات بیرویگیاش، او احساس درد بسیار ناپسندی از پشیمانی کرد.
the vilest lies can often be the most convincing.
گاهی لطیفترین دروغها میتوانند متقاعد کنندهترین باشند.
the journalist investigated the vilest criminal enterprises operating in the city.
گزارشگر به بررسی بسیار ناپسندترین فعالیتهای جنایی در شهر پرداخت.
the vilest form of prejudice is based on baseless hatred.
بیپشیمانیترین نوع تمایل نژادپرستانه بر اساس نفرت بدون پایه است.
the experience left a vilest taste in her mouth.
این تجربه گویشهای بسیار ناپسندی در دهان او گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید