vindicatory

[ایالات متحده]/ˈvɪndɪkətəri/
[بریتانیا]/ˈvɪndɪˌkeɪtəri/

ترجمه

adj. خدمت به تبرئه یا توجیه؛ تنبیهی یا انتقامی

عبارات و ترکیب‌ها

vindicatory action

اقدام انتقام‌جویانه

vindicatory response

پاسخ انتقام‌جویانه

vindicatory measures

اقدامات انتقام‌جویانه

vindicatory stance

موضع انتقام‌جویانه

vindicatory approach

رویکرد انتقام‌جویانه

vindicatory intent

قصد انتقام‌جویانه

vindicatory policy

سیاست انتقام‌جویانه

vindicatory context

زمینه انتقام‌جویانه

vindicatory justification

توجیه انتقام‌جویانه

vindicatory sentiment

احساس انتقام‌جویانه

جملات نمونه

the vindicatory actions taken by the team were necessary for justice.

اقدامات تأییدی تیم برای عدالت ضروری بود.

his vindicatory attitude made it hard to resolve the conflict.

حرف‌های تأییدی او باعث شد حل اختلاف دشوار شود.

the court issued a vindicatory ruling in favor of the plaintiff.

دادگاه به نفع خواهان حکمی تأییدی صادر کرد.

she felt vindicatory satisfaction after proving her point.

پس از اثبات ادعای خود، او احساس رضایت تأییدی کرد.

the vindicatory measures were criticized for being excessive.

اقدامات تأییدی به دلیل افراطی بودن مورد انتقاد قرار گرفتند.

his vindicatory remarks only escalated the argument.

اظهارات تأییدی او تنها باعث تشدید بحث شد.

they launched a vindicatory campaign against the unfair treatment.

آنها یک کمپین تأییدی علیه رفتار ناعادلانه راه اندازی کردند.

the vindicatory nature of her response surprised everyone.

ماهیت تأییدی پاسخ او همه را شگفت زده کرد.

his vindicatory mindset often led to unnecessary disputes.

نگرش تأییدی او اغلب منجر به اختلافات غیرضروری می شد.

they sought vindicatory justice after the scandal.

آنها پس از رسوایی به دنبال عدالت تأییدی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید