punitive

[ایالات متحده]/'pjuːnɪtɪv/
[بریتانیا]/'pjʊnətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجازات کننده یا وارد کننده مجازات؛ جزایی

عبارات و ترکیب‌ها

punitive measures

اقدامات تنبیهی

punitive action

اقدام تنبیهی

punitive damage

خسارت تنبیهی

جملات نمونه

They took punitive measures against the whole gang.

آنها اقدامات تنبیهی را علیه کل گروه اعمال کردند.

a current punitive interest rate of 31.3%.

نرخ بهره تنبیهی فعلی 31.3 درصد.

these punitive measures would further criminalize travellers for their way of life.

این اقدامات تنبیهی بیشتر مسافران را به دلیل سبک زندگی آنها kriminalize می‌کند.

he called for punitive measures against the Eastern bloc.

او خواهان اقدامات تنبیهی علیه بلوک شرق شد.

Some in Congress are mooting separate and more punitive measures for banks.

برخی از اعضای کنگره در حال پیشنهاد اقدامات جداگانه و مجازات‌کننده بیشتر برای بانک‌ها هستند.

In response, Charles VI sent a punitive expedition to Brittany, raping and killing the populace.

در پاسخ، شارل ششم یک لشکر مجازات به ব্রিটنی فرستاد، مردم را مورد تجاوز و قتل قرار داد.

The US could impose punitive tariffs of up to 100% on some countries’ exports.

ایالات متحده می‌تواند تعرفه‌های تنبیهی تا 100 درصد را بر روی صادرات برخی کشورها تحمیل کند.

In the field of the state compensation, there are three compensation standards in the world, which are punitive damage, compensatory damage and appeasable damage.

در زمینه جبران خسارت دولتی، سه استاندارد جبران خسارت در جهان وجود دارد که عبارتند از: خسارت مجازات‌آمیز، جبران خسارت و جبران خسارت قابل جبران.

Puritanical societies for “the suppression of vice” encouraged punitive laws against disorderly houses and streetwalking.

جامعه‌های متعصب برای «سرکوب فحشا» قوانین مجازات‌آمیز علیه خانه‌های نامرتب و روس‌بازی را تشویق می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید