virago

[ایالات متحده]/vɪ'rɑːgəʊ/
[بریتانیا]/vəˈrɑɡo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موش‌خرما؛ یک زن‌خس؛ زنی با ویژگی‌هایی که به‌طور سنتی با مردانگی مرتبط است.

جملات نمونه

Danty says those women who make constant mistakes are Virago but men Iago.

دانتی می‌گوید زنانی که اشتباهات مداومی مرتکب می‌شوند ویرگو هستند اما مردان ایگو.

نمونه‌های واقعی

Her face was inartistic—that of a peevish virago.

چهره‌اش بی‌هنر بود - چهره یک زن جنگجو و بداخلاق.

منبع: The Room with a View (Part Two)

The fellow was as angry as the virago, his wife, who explained noisily how the three strangers had got into the park.

آن مرد به اندازه زن جنگجو و عصبانی همسرش خشمگین بود که با صدای بلند توضیح داد چگونه سه غریبه وارد پارک شده‌اند.

منبع: Magician

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید