virtud

[ایالات متحده]/vɜːtʃuː/
[بریتانیا]/vɜːrtʃuː/

ترجمه

n. فضیلت اخلاقی یا یک ویژگی خوب

جملات نمونه

patience is a virtue that takes time to develop.

صبر فضیلتی است که زمان زیادی طول می‌کشد تا به دست آید.

honesty is considered the foundation of all virtues.

صداقت به عنوان بنیان همه فضایل در نظر گرفته می‌شود.

she demonstrated great courage and virtue in difficult times.

او در زمان‌های سخت، شجاعت و فضیلت زیادی نشان داد.

humility is often listed among the highest virtues.

تواضع اغلب در میان بالاترین فضایل فهرست می‌شود.

the virtue of forgiveness can heal deepest wounds.

فضیلت بخشش می‌تواند عمیق‌ترین زخم‌ها را التیام بخشد.

perseverance is a virtue that leads to success.

پشتکار فضیلتی است که منجر به موفقیت می‌شود.

ancient philosophers debated the nature of virtue extensively.

فلاسفه باستان به طور گسترده در مورد ماهیت فضیلت بحث می‌کردند.

kindness is a simple virtue with profound impact.

مهربانی فضیلتی ساده با تأثیر عمیق است.

justice is a virtue essential for a fair society.

عدالت فضیلتی ضروری برای یک جامعه عادلانه است.

generosity is a virtue that benefits both giver and receiver.

بخشش فضیلتی است که هم به دهنده و هم به گیرنده سود می‌رساند.

temperance is considered a cardinal virtue in many traditions.

اعتدال به عنوان یک فضیلت اصلی در بسیاری از سنت‌ها در نظر گرفته می‌شود.

compassion is often called the greatest of all virtues.

مهربتی اغلب بزرگترین فضیلت از همه نامیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید