visceras

[ایالات متحده]/ˈvɪsərəz/
[بریتانیا]/ˈvɪsərəz/

ترجمه

n. ارگان‌های داخلی; محتویات (جمع viscus); (Viscera) یک نام شخصی; (ایتالیایی) Viscera

عبارات و ترکیب‌ها

visceras pain

درد احشاء

visceras examination

معاینه احشاء

visceras dissection

نمای احشاء

visceras health

سلامت احشاء

visceras function

عملکرد احشاء

visceras anatomy

آناتومی احشاء

visceras issues

مشکلات احشاء

visceras treatment

درمان احشاء

visceras analysis

تجزیه و تحلیل احشاء

visceras symptoms

علائم احشاء

جملات نمونه

she felt a deep connection to her visceras.

او ارتباط عمیقی با احشای خود احساس کرد.

the artist captured the visceras of human emotion in her painting.

هنرمند توانست احشای احساسات انسانی را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

he spoke about the visceras of life with great passion.

او با شور و اشتیاق فراوان در مورد احشای زندگی صحبت کرد.

understanding your visceras can lead to better health.

درک احشای خود می تواند منجر به سلامتی بهتر شود.

the doctor explained how the visceras function in the body.

پزشک توضیح داد که احشا چگونه در بدن کار می کنند.

she described the visceras of her fears and anxieties.

او ترس ها و نگرانی های خود را توصیف کرد.

the novel explores the visceras of human relationships.

رمان به بررسی احشای روابط انسانی می پردازد.

he acted on his visceras rather than logic.

او به جای منطق، بر اساس غرایز خود عمل کرد.

the film delves into the visceras of the protagonist's struggles.

فیلم به بررسی احشای مبارزات شخصیت اصلی می پردازد.

she had a visceras reaction to the shocking news.

او در واکنش به این خبر تکان دهنده، واکنشی غریزی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید