vitiate

[ایالات متحده]/ˈvɪʃieɪt/
[بریتانیا]/ˈvɪʃieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسیب رساندن، صدمه زدن؛ نامعتبر کردن؛ آلوده کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلvitiated
جمعvitiates
زمان گذشتهvitiated
صفت یا فعل حال استمراریvitiating
شکل سوم شخص مفردvitiates

عبارات و ترکیب‌ها

vitiate a contract

فسخ قرارداد

vitiate the results

تحریف نتایج

vitiate the atmosphere

آلوده کردن فضا

vitiate the quality

کاهش کیفیت

جملات نمونه

His dishonesty vitiated the trust others had in him.

بی‌اعتمادی او باعث تضعیف اعتمادی شد که دیگران نسبت به او داشتند.

The presence of bias can vitiate the results of the study.

حضور سوگیری می‌تواند نتایج مطالعه را مختل کند.

A single mistake can vitiate all the hard work you've put in.

یک اشتباه کوچک می‌تواند تمام تلاش‌هایی که انجام داده‌اید را بی‌اثر کند.

The negative comments vitiated the positive atmosphere of the event.

نظرات منفی باعث تضعیف فضای مثبت رویداد شد.

Corruption can vitiate the integrity of an organization.

فساد می‌تواند یکپارچگی یک سازمان را تضعیف کند.

His lack of commitment vitiated his chances of success.

بی‌میلی او شانس موفقیتش را از بین برد.

The misunderstanding between them vitiated their friendship.

سوء تفاهم بین آنها دوستی آنها را از بین برد.

Failure to follow the guidelines can vitiate the validity of the experiment.

عدم رعایت دستورالعمل‌ها می‌تواند اعتبار آزمایش را تضعیف کند.

Emotional outbursts can vitiate rational decision-making.

واکنش‌های احساسی می‌توانند تصمیم‌گیری منطقی را مختل کنند.

A lack of transparency can vitiate public trust in the government.

عدم شفافیت می‌تواند اعتماد عمومی به دولت را تضعیف کند.

نمونه‌های واقعی

We'll research the grounds to vitiate a guilty plea and force the judge to reject the deal.

ما زمینه‌ها را برای بی‌اعتبار کردن یک اعتراف گناهکار و مجبور کردن قاضی به رد توافق بررسی خواهیم کرد.

منبع: The Good Place Season 2

It's vitriol that vitiated her vitreous eyes.

این غده بود که چشمان عدسی او را بی‌اعتبار کرد.

منبع: Pan Pan

Justice and friendship are also set at defiance, and that purity of taste is vitiated, which would naturally lead a man to relish an artless display of affection, rather than affected airs.

عدالت و دوستی نیز در برابر طعنه قرار دارند و خلوص سلیقه نیز بی‌اعتبار می‌شود، که به طور طبیعی باعث می‌شود یک مرد از نشان دادن محبت بی‌ادعا لذت ببرد، به جای نشان دادن نشانه‌های ساختگی.

منبع: Defending Feminism (Part 2)

It is time for the hurricane of war to burst once more upon these vitiated minds. The fatherland, Russia, is invaded. Then comes the day of Borodino, with its solemn majesty. Enmities are effaced. Dologhov embraces his enemy Pierre.

وقت آن رسیده است که گرداب جنگ بار دیگر بر این ذهن‌های بی‌اعتبار هجوم بیاورد. سرزمین مادری، روسیه، مورد حمله قرار می‌گیرد. سپس روز بورودینو با شکوه با عظمتش فرا می‌رسد. دشمنی‌ها محو می‌شوند. دولوگوف دشمن خود پیر را در آغوش می‌گیرد.

منبع: The Biography of Tolstoy

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید