vitrified

[ایالات متحده]/ˈvɪtrɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈvɪtrəˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مفعولی vitrify
adj. تبدیل شده به شیشه یا ماده‌ای شبیه شیشه

عبارات و ترکیب‌ها

vitrified clay

خاک شیشه‌ای

vitrified tiles

کاشی‌های شیشه‌ای

vitrified ceramics

سرامیک‌های شیشه‌ای

vitrified glass

شیشه شیشه‌ای

vitrified surface

سطح شیشه‌ای

vitrified stone

سنگ شیشه‌ای

vitrified products

محصولات شیشه‌ای

vitrified structure

ساختار شیشه‌ای

vitrified materials

مواد شیشه‌ای

vitrified finish

پوشش شیشه‌ای

جملات نمونه

the artist used vitrified clay to create stunning sculptures.

هنرمند از خاک رس شیشه‌شده برای خلق مجسمه‌های خیره‌کننده استفاده کرد.

vitrified tiles are ideal for high-traffic areas.

کاشی‌های شیشه‌شده برای مناطق پرتردد ایده‌آل هستند.

she admired the vitrified glasswork displayed at the gallery.

او آثار شیشه‌گری در گالری را تحسین کرد.

the vitrified surface makes the pottery more durable.

سطح شیشه‌شده باعث افزایش مقاومت سفال می‌شود.

vitrified materials are often used in modern construction.

مواد شیشه‌شده اغلب در ساخت و ساز مدرن استفاده می‌شوند.

they chose vitrified bricks for their new home.

آنها برای خانه‌ی جدیدشان آجر شیشه‌شده انتخاب کردند.

vitrified coatings can enhance the longevity of metal surfaces.

روکش‌های شیشه‌شده می‌توانند طول عمر سطوح فلزی را افزایش دهند.

the laboratory specializes in vitrified glass production.

آزمایشگاه در تولید شیشه‌ی شیشه‌شده تخصص دارد.

vitrified products are resistant to moisture and stains.

محصولات شیشه‌شده در برابر رطوبت و لکه‌ها مقاوم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید