glassy

[ایالات متحده]/'glɑːsɪ/
[بریتانیا]/'ɡlæsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه شیشه; درخشان، شفاف; کدر یا بی‌احساس

عبارات و ترکیب‌ها

glassy surface

سطح شیشه‌ای

glassy eyes

چشم‌های شیشه‌ای

glassy carbon

کربن شیشه‌ای

glassy state

حالت شیشه‌ای

جملات نمونه

the glassy surface of the lake

سطح شیشه‌ای دریاچه

This paper studied electrochemical behaviour of Hexestrol at a glassy carbon electrode.

این مقاله رفتار الکتروشیمیایی هگزسترول را در یک الکترود کربن شیشه‌ای بررسی کرد.

I gawk at the lake's glassy surface and shoreside beds of delicate pencil reeds.

من با دهان باز به سطح شیشه ای دریاچه و بسترهای حاشیه ای جگرهای ظریف نگاه می کنم.

Subaqueous volcanic rocks mainly comprise glassy lava, crystal vitric bedded/sedimentary tuff, bentonite/illite/montmorillonire/zealite.

صخره های آتشفشانی زیرآبادی عمدتاً از گدازه شیشه ای، توف سنگ کریستالی/رسوبی خوابیده، بنتونیت/ایلایت/مونت مورلونیت/زیولیت تشکیل شده اند.

However, I discovered that he began to stare blankly with glassy eyes or showed a kind of discomforting smile.

با این حال، متوجه شدم که شروع به خیره شدن با چشمان شیشه‌ای کرد یا گونه‌ای لبخند ناراحت‌کننده نشان داد.

Isoniazide was concentrated at a bismuth - coated glassy - carbon electrode and determined by the anodic stripping voltammetry in 0.

ایزونیازید در یک الکترود شیشه‌ای پوشش داده شده با بی‌سموت متمرکز شد و با ولتامتری رهاسازی آندی در 0 تعیین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید