vitrifies

[ایالات متحده]/ˈvɪt.rɪ.faɪz/
[بریتانیا]/ˈvɪt.rɪ.faɪz/

ترجمه

v. تبدیل به شیشه یا ماده شیشه‌ای شدن

عبارات و ترکیب‌ها

vitrifies glass

شیشه را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies clay

خاک رس را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies minerals

مواد معدنی را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies waste

زباله‌ها را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies ceramics

سرامیک‌ها را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies ash

خاکستر را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies slag

گداز را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies rocks

سنگ‌ها را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies materials

مواد را ويسكوژه‌ می‌کند

vitrifies soil

خاک را ويسكوژه‌ می‌کند

جملات نمونه

the intense heat vitrifies the clay, turning it into a hard ceramic.

گرماي شدید باعث می‌شود خاک رس شیشه ای شود و به یک سرامیک سخت تبدیل شود.

during the experiment, the glass vitrifies at high temperatures.

در طول آزمایش، شیشه در دماهای بالا شیشه ای می شود.

vitrifies can be used to store hazardous materials safely.

می‌توان از شیشه ای شدن برای ذخیره ایمن مواد خطرناک استفاده کرد.

geologists study how lava vitrifies upon cooling.

زمین شناسان مطالعه می کنند که چگونه گدازه با سرد شدن شیشه ای می شود.

the artist vitrifies the glass to create stunning sculptures.

هنرمند از شیشه ای شدن برای ایجاد مجسمه های خیره کننده استفاده می کند.

vitrifies are essential in the production of high-performance ceramics.

شیشه ای شدن در تولید سرامیک های با کارایی بالا ضروری است.

when vitrifies occur, the material becomes impervious to water.

هنگامی که شیشه ای شدن رخ می دهد، ماده در برابر آب غیر قابل نفوذ می شود.

the technique vitrifies the surface, enhancing durability.

این تکنیک سطح را شیشه ای می کند و دوام را افزایش می دهد.

researchers are exploring how to efficiently vitrifies nuclear waste.

محققان در حال بررسی روشی برای شیشه ای کردن به طور موثر زباله های هسته ای هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید