vocality

[ایالات متحده]/vəʊˈkæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/voʊˈkæl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت صدا داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

vocality training

آموزش صداگذاری

vocality skills

مهارت‌های صداگذاری

vocality exercises

تمرینات صداگذاری

vocality practice

تمرین صداگذاری

vocality coach

مربی صداگذاری

vocality range

دامنه صدا

vocality development

توسعه صدا

vocality techniques

تکنیک‌های صداگذاری

vocality performance

اجرای صدا

vocality assessment

ارزیابی صدا

جملات نمونه

her vocality was impressive during the performance.

صدا دادن او در طول اجرا بسیار چشمگیر بود.

the teacher emphasized the importance of vocality in singing.

معلم بر اهمیت صدا دادن در آواز تاکید کرد.

he worked on improving his vocality for the audition.

او برای شرکت در آزمون روی بهبود صدا دادن خود کار کرد.

vocality can greatly affect a singer's career.

صدا دادن می تواند تأثیر زیادی بر حرفه یک خواننده داشته باشد.

she trained her vocality to reach higher notes.

او برای رسیدن به نت های بالاتر، روی صدا دادن خود آموزش دید.

the workshop focused on enhancing vocality techniques.

کارگاه آموزشی بر بهبود تکنیک های صدا دادن تمرکز داشت.

understanding vocality is crucial for effective communication.

درک از صدا دادن برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

his vocality was a key factor in winning the competition.

صدا دادن او یک عامل کلیدی در برنده شدن در مسابقه بود.

she has a natural vocality that captivates the audience.

او دارای یک صدای طبیعی است که مخاطبان را مجذوب می کند.

improving vocality requires consistent practice.

بهبود صدا دادن نیاز به تمرین مداوم دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید