| جمع | voltigeurs |
the voltigeur crept through the forest, his bayonet glinting in the dim light.
ورتیژور از میان جنگل پیشروی کرد، خنجرش در نور کمرمق میدرخشید.
a seasoned voltigeur served as a scout ahead of the main battalion.
ورتیژور با تجربه به عنوان پیشآهنگ در مقابل هنگ اصلی خدمت میکرد.
the voltigeur corps was known for their speed and agility on the battlefield.
گردان ورتیژور به خاطر سرعت و چابکیشان در میدان جنگ مشهور بودند.
napoleon personally reviewed the voltigeur units before the campaign.
ناپلئون شخصاً قبل از کمپین واحدهای ورتیژور را بررسی کرد.
the voltigeur fired warning shots to alert the approaching enemy.
ورتیژور برای هشدار به دشمن در حال نزدیک شدن، شلیکهای هشدار دهنده انجام داد.
an elite voltigeur distinguished himself during the skirmish at dawn.
یک ورتیژور نخبه در درگیریهای سحرگاه خود را متمایز کرد.
the voltigeur skirmishers harassed the enemy's flanks throughout the day.
ورتیژورهای پیشآهنگ در طول روز، جناحهای دشمن را آزار میدادند.
a young voltigeur learned to move silently through rough terrain.
یک ورتیژور جوان یاد گرفت که چگونه به طور نامرئی در میان زمینهای ناهموار حرکت کند.
the voltigeur company established a defensive position on the hill.
شرکت ورتیژور یک موقعیت دفاعی در تپه ایجاد کرد.
the voltigeur's distinctive green uniform made him visible to his comrades.
لباس سبز متمایز ورتیژور باعث میشد که برای همنوردانش قابل مشاهده باشد.
veteran voltigeur officers trained the new recruits rigorously.
سرهنگهای ورتیژور با تجربه، سربازان جدید را به طور سختگیرانه آموزش دادند.
the voltigeur carried a lighter musket for rapid movement.
ورتیژور یک تفنگ سبکتر برای حرکت سریع حمل میکرد.
the voltigeur crept through the forest, his bayonet glinting in the dim light.
ورتیژور از میان جنگل پیشروی کرد، خنجرش در نور کمرمق میدرخشید.
a seasoned voltigeur served as a scout ahead of the main battalion.
ورتیژور با تجربه به عنوان پیشآهنگ در مقابل هنگ اصلی خدمت میکرد.
the voltigeur corps was known for their speed and agility on the battlefield.
گردان ورتیژور به خاطر سرعت و چابکیشان در میدان جنگ مشهور بودند.
napoleon personally reviewed the voltigeur units before the campaign.
ناپلئون شخصاً قبل از کمپین واحدهای ورتیژور را بررسی کرد.
the voltigeur fired warning shots to alert the approaching enemy.
ورتیژور برای هشدار به دشمن در حال نزدیک شدن، شلیکهای هشدار دهنده انجام داد.
an elite voltigeur distinguished himself during the skirmish at dawn.
یک ورتیژور نخبه در درگیریهای سحرگاه خود را متمایز کرد.
the voltigeur skirmishers harassed the enemy's flanks throughout the day.
ورتیژورهای پیشآهنگ در طول روز، جناحهای دشمن را آزار میدادند.
a young voltigeur learned to move silently through rough terrain.
یک ورتیژور جوان یاد گرفت که چگونه به طور نامرئی در میان زمینهای ناهموار حرکت کند.
the voltigeur company established a defensive position on the hill.
شرکت ورتیژور یک موقعیت دفاعی در تپه ایجاد کرد.
the voltigeur's distinctive green uniform made him visible to his comrades.
لباس سبز متمایز ورتیژور باعث میشد که برای همنوردانش قابل مشاهده باشد.
veteran voltigeur officers trained the new recruits rigorously.
سرهنگهای ورتیژور با تجربه، سربازان جدید را به طور سختگیرانه آموزش دادند.
the voltigeur carried a lighter musket for rapid movement.
ورتیژور یک تفنگ سبکتر برای حرکت سریع حمل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید