| جمع | vomitories |
vomitory entrance
ورودی قیفی
vomitory area
منطقه قیفی
vomitory scene
صحنه قیفی
vomitory design
طراحی قیفی
vomitory section
بخش قیفی
vomitory space
فضای قیفی
vomitory facility
امکانات قیفی
vomitory zone
منطقه قیفی
vomitory location
محل قیفی
vomitory outlet
خروجی قیفی
after the feast, the vomitory was filled with guests rushing to relieve themselves.
بعد از جشن، محل خروج تماشاگران پر از مهمانانی بود که برای رفع نیاز عجله داشتند.
the design of the vomitory in ancient theaters allowed for quick exits.
طراحی محل خروج تماشاگران در تئاترهای باستانی امکان خروج سریع را فراهم میکرد.
during the performance, the vomitory served as an entrance for actors.
در طول اجرا، محل خروج تماشاگران به عنوان ورودی برای بازیگران عمل میکرد.
the vomitory was strategically placed to manage crowd flow.
محل خروج تماشاگران به طور استراتژیک برای مدیریت جریان جمعیت قرار داده شده بود.
he stumbled out of the vomitory, feeling unwell after the party.
او در حالی که احساس ناراحتی میکرد، از محل خروج تماشاگران بیرون افتاد.
the vomitory's purpose was often misunderstood by modern audiences.
هدف از ساخت محل خروج تماشاگران اغلب توسط مخاطبان امروزی درک نمیشد.
in some theaters, the vomitory is also used as a storage area.
در برخی از تئاترها، محل خروج تماشاگران همچنین به عنوان یک فضای ذخیرهسازی استفاده میشود.
the architect included a vomitory in the design for practical reasons.
معمار به دلایل عملی، یک محل خروج تماشاگران را در طراحی قرار داد.
visitors were surprised to learn about the vomitory's historical significance.
بازدیدکنندگان از این که با اهمیت تاریخی محل خروج تماشاگران آشنا شدند، متعجب شدند.
during the tour, the guide explained the function of the vomitory.
در طول تور، راهنما عملکرد محل خروج تماشاگران را توضیح داد.
vomitory entrance
ورودی قیفی
vomitory area
منطقه قیفی
vomitory scene
صحنه قیفی
vomitory design
طراحی قیفی
vomitory section
بخش قیفی
vomitory space
فضای قیفی
vomitory facility
امکانات قیفی
vomitory zone
منطقه قیفی
vomitory location
محل قیفی
vomitory outlet
خروجی قیفی
after the feast, the vomitory was filled with guests rushing to relieve themselves.
بعد از جشن، محل خروج تماشاگران پر از مهمانانی بود که برای رفع نیاز عجله داشتند.
the design of the vomitory in ancient theaters allowed for quick exits.
طراحی محل خروج تماشاگران در تئاترهای باستانی امکان خروج سریع را فراهم میکرد.
during the performance, the vomitory served as an entrance for actors.
در طول اجرا، محل خروج تماشاگران به عنوان ورودی برای بازیگران عمل میکرد.
the vomitory was strategically placed to manage crowd flow.
محل خروج تماشاگران به طور استراتژیک برای مدیریت جریان جمعیت قرار داده شده بود.
he stumbled out of the vomitory, feeling unwell after the party.
او در حالی که احساس ناراحتی میکرد، از محل خروج تماشاگران بیرون افتاد.
the vomitory's purpose was often misunderstood by modern audiences.
هدف از ساخت محل خروج تماشاگران اغلب توسط مخاطبان امروزی درک نمیشد.
in some theaters, the vomitory is also used as a storage area.
در برخی از تئاترها، محل خروج تماشاگران همچنین به عنوان یک فضای ذخیرهسازی استفاده میشود.
the architect included a vomitory in the design for practical reasons.
معمار به دلایل عملی، یک محل خروج تماشاگران را در طراحی قرار داد.
visitors were surprised to learn about the vomitory's historical significance.
بازدیدکنندگان از این که با اهمیت تاریخی محل خروج تماشاگران آشنا شدند، متعجب شدند.
during the tour, the guide explained the function of the vomitory.
در طول تور، راهنما عملکرد محل خروج تماشاگران را توضیح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید