| جمع | vomituss |
clear vomitus
تهوعات شفاف
projectile vomitus
تهوعات پرتابی
green vomitus
تهوعات سبز
bloody vomitus
تهوعات خونی
coffee ground vomitus
تهوعات مانند تفاله قهوه
foul vomitus
تهوعات بدبو
bilious vomitus
تهوعات صفراوی
acidic vomitus
تهوعات اسیدی
yellow vomitus
تهوعات زرد
thick vomitus
تهوعات غلیظ
the doctor examined the vomitus for any signs of infection.
پزشک استفراغ را برای بررسی علائم عفونت معاینه کرد.
he felt nauseous and eventually produced a large amount of vomitus.
او احساس تهوع کرد و در نهایت مقدار زیادی استفراغ تولید کرد.
cleaning up the vomitus was an unpleasant task.
تمیز کردن استفراغ یک کار ناخوشایند بود.
vomitus can be a sign of food poisoning.
استفراغ میتواند نشانهای از مسمومیت غذایی باشد.
the nurse collected the vomitus for laboratory analysis.
پرستار نمونه استفراغ را برای تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی جمعآوری کرد.
he tried to avoid looking at the vomitus on the floor.
او سعی کرد از نگاه کردن به استفراغ روی زمین اجتناب کند.
vomitus can vary in color and consistency depending on the cause.
رنگ و قوام استفراغ بسته به علت میتواند متفاوت باشد.
the smell of vomitus filled the room.
بوی استفراغ اتاق را پر کرد.
after the party, there was vomitus scattered everywhere.
بعد از مهمانی، استفراغ همه جا پخش شده بود.
it’s important to document the characteristics of the vomitus.
ثبت ویژگیهای استفراغ مهم است.
clear vomitus
تهوعات شفاف
projectile vomitus
تهوعات پرتابی
green vomitus
تهوعات سبز
bloody vomitus
تهوعات خونی
coffee ground vomitus
تهوعات مانند تفاله قهوه
foul vomitus
تهوعات بدبو
bilious vomitus
تهوعات صفراوی
acidic vomitus
تهوعات اسیدی
yellow vomitus
تهوعات زرد
thick vomitus
تهوعات غلیظ
the doctor examined the vomitus for any signs of infection.
پزشک استفراغ را برای بررسی علائم عفونت معاینه کرد.
he felt nauseous and eventually produced a large amount of vomitus.
او احساس تهوع کرد و در نهایت مقدار زیادی استفراغ تولید کرد.
cleaning up the vomitus was an unpleasant task.
تمیز کردن استفراغ یک کار ناخوشایند بود.
vomitus can be a sign of food poisoning.
استفراغ میتواند نشانهای از مسمومیت غذایی باشد.
the nurse collected the vomitus for laboratory analysis.
پرستار نمونه استفراغ را برای تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی جمعآوری کرد.
he tried to avoid looking at the vomitus on the floor.
او سعی کرد از نگاه کردن به استفراغ روی زمین اجتناب کند.
vomitus can vary in color and consistency depending on the cause.
رنگ و قوام استفراغ بسته به علت میتواند متفاوت باشد.
the smell of vomitus filled the room.
بوی استفراغ اتاق را پر کرد.
after the party, there was vomitus scattered everywhere.
بعد از مهمانی، استفراغ همه جا پخش شده بود.
it’s important to document the characteristics of the vomitus.
ثبت ویژگیهای استفراغ مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید