vomitus

[ایالات متحده]/ˈvɒmɪtəs/
[بریتانیا]/ˈvɑːmɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که از معده از طریق دهان خارج می‌شود
Word Forms
جمعvomituss

عبارات و ترکیب‌ها

clear vomitus

تهوعات شفاف

projectile vomitus

تهوعات پرتابی

green vomitus

تهوعات سبز

bloody vomitus

تهوعات خونی

coffee ground vomitus

تهوعات مانند تفاله قهوه

foul vomitus

تهوعات بدبو

bilious vomitus

تهوعات صفراوی

acidic vomitus

تهوعات اسیدی

yellow vomitus

تهوعات زرد

thick vomitus

تهوعات غلیظ

جملات نمونه

the doctor examined the vomitus for any signs of infection.

پزشک استفراغ را برای بررسی علائم عفونت معاینه کرد.

he felt nauseous and eventually produced a large amount of vomitus.

او احساس تهوع کرد و در نهایت مقدار زیادی استفراغ تولید کرد.

cleaning up the vomitus was an unpleasant task.

تمیز کردن استفراغ یک کار ناخوشایند بود.

vomitus can be a sign of food poisoning.

استفراغ می‌تواند نشانه‌ای از مسمومیت غذایی باشد.

the nurse collected the vomitus for laboratory analysis.

پرستار نمونه استفراغ را برای تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی جمع‌آوری کرد.

he tried to avoid looking at the vomitus on the floor.

او سعی کرد از نگاه کردن به استفراغ روی زمین اجتناب کند.

vomitus can vary in color and consistency depending on the cause.

رنگ و قوام استفراغ بسته به علت می‌تواند متفاوت باشد.

the smell of vomitus filled the room.

بوی استفراغ اتاق را پر کرد.

after the party, there was vomitus scattered everywhere.

بعد از مهمانی، استفراغ همه جا پخش شده بود.

it’s important to document the characteristics of the vomitus.

ثبت ویژگی‌های استفراغ مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید