voodooing magic
جادوی ووودو
voodooing rituals
آیینهای ووودو
voodooing dolls
عروسکهای ووودو
voodooing spells
طلسمهای ووودو
voodooing practices
شیوه های ووودو
voodooing beliefs
باورهای ووودو
voodooing culture
فرهنگ ووودو
voodooing powers
قدرت های ووودو
voodooing charms
اشیاء جادویی ووودو
voodooing symbols
نمادهای ووودو
she believes that voodooing can bring good luck.
او معتقد است که انجام عمل جادویی میتواند خوش شانسی بیاورد.
voodooing is often misunderstood in popular culture.
جادوی سیاه اغلب در فرهنگ عامه به درستی درک نمیشود.
he was voodooing to help his friend with her problems.
او داشت جادو انجام میداد تا به دوستش در حل مشکلاتش کمک کند.
many people are fascinated by the art of voodooing.
بسیاری از مردم مجذوب هنر جادوی سیاه هستند.
voodooing rituals can vary widely between cultures.
آیینهای جادوی سیاه میتوانند در فرهنگهای مختلف بسیار متفاوت باشند.
she learned voodooing from her grandmother.
او جادوی سیاه را از مادربزرگش یاد گرفت.
voodooing is often associated with mystery and magic.
جادوی سیاه اغلب با رمز و راز و جادو همراه است.
he claims that voodooing helped him find his lost keys.
او ادعا میکند که جادوی سیاه به او کمک کرد کلیدهای گمشدهاش را پیدا کند.
voodooing practices can be found in various regions of the world.
روشهای جادوی سیاه را میتوان در مناطق مختلف جهان یافت.
she was skeptical about voodooing but decided to try it.
او در مورد جادوی سیاه شک داشت اما تصمیم گرفت آن را امتحان کند.
voodooing magic
جادوی ووودو
voodooing rituals
آیینهای ووودو
voodooing dolls
عروسکهای ووودو
voodooing spells
طلسمهای ووودو
voodooing practices
شیوه های ووودو
voodooing beliefs
باورهای ووودو
voodooing culture
فرهنگ ووودو
voodooing powers
قدرت های ووودو
voodooing charms
اشیاء جادویی ووودو
voodooing symbols
نمادهای ووودو
she believes that voodooing can bring good luck.
او معتقد است که انجام عمل جادویی میتواند خوش شانسی بیاورد.
voodooing is often misunderstood in popular culture.
جادوی سیاه اغلب در فرهنگ عامه به درستی درک نمیشود.
he was voodooing to help his friend with her problems.
او داشت جادو انجام میداد تا به دوستش در حل مشکلاتش کمک کند.
many people are fascinated by the art of voodooing.
بسیاری از مردم مجذوب هنر جادوی سیاه هستند.
voodooing rituals can vary widely between cultures.
آیینهای جادوی سیاه میتوانند در فرهنگهای مختلف بسیار متفاوت باشند.
she learned voodooing from her grandmother.
او جادوی سیاه را از مادربزرگش یاد گرفت.
voodooing is often associated with mystery and magic.
جادوی سیاه اغلب با رمز و راز و جادو همراه است.
he claims that voodooing helped him find his lost keys.
او ادعا میکند که جادوی سیاه به او کمک کرد کلیدهای گمشدهاش را پیدا کند.
voodooing practices can be found in various regions of the world.
روشهای جادوی سیاه را میتوان در مناطق مختلف جهان یافت.
she was skeptical about voodooing but decided to try it.
او در مورد جادوی سیاه شک داشت اما تصمیم گرفت آن را امتحان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید