hexes

[ایالات متحده]/hɛksɪz/
[بریتانیا]/hɛksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع هکس، اشاره به جادو یا نفرین

عبارات و ترکیب‌ها

cast hexes

جادو انداختن

break hexes

شکستن طلسم‌ها

hexes and spells

طلسم‌ها و جادوها

hexes of doom

طلسم‌های مرگ

dark hexes

طلسم‌های تاریک

powerful hexes

طلسم‌های قدرتمند

ancient hexes

طلسم‌های باستانی

protective hexes

طلسم‌های محافظتی

hexes revealed

افشای طلسم‌ها

hexes unleashed

آزاد شدن طلسم‌ها

جملات نمونه

she cast hexes on her enemies.

او طلسم‌هایی را به سمت دشمنانش انجام داد.

he believes in the power of hexes.

او به قدرت طلسم‌ها اعتقاد دارد.

they gathered to learn about hexes.

آنها برای یادگیری در مورد طلسم‌ها جمع شدند.

hexes can bring bad luck.

طلسم‌ها می‌توانند بدشانسی بیاورند.

she was afraid of the hexes placed on her.

او از طلسم‌هایی که به او وارد شده بودند می‌ترسید.

he found a book on ancient hexes.

او کتابی در مورد طلسم‌های باستانی پیدا کرد.

hexes are often associated with witchcraft.

طلسم‌ها اغلب با جادوگری مرتبط هستند.

they tried to break the hexes that were cast.

آنها سعی کردند طلسم‌هایی که انجام شده بود را بشکنند.

hexes can be powerful tools in folklore.

طلسم‌ها می‌توانند ابزارهای قدرتمندی در فولکلور باشند.

she learned how to protect herself from hexes.

او یاد گرفت که چگونه از طلسم‌ها در برابر خود محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید