wackiest

[ایالات متحده]/ˈwæki/
[بریتانیا]/ˈwæki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب و غریب، غیرمعمولی

جملات نمونه

a wacky chase movie.

یک فیلم تعقیب دیوانه‌وار

enough already with these crazy kids and their wacky dances!.

دیگه بسه با این بچه های دیوونه و رقص های عجیب و غریبشون!

There was a largish family saloon (the Fluence), a supermini-sized hatchback (the Zoe), the Kangoo Be Bop ZE and a wacky two-seat urban runabout (the Twizy).

یک سدان خانوادگی بزرگ (Fluence)، یک خودروی کوچک (Zoe)، Kangoo Be Bop ZE و یک وسیله نقلیه شهری دو نفره عجیب و غریب (Twizy) وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید