wagtail

[ایالات متحده]/'wægteɪl/
[بریتانیا]/'wæɡtel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرندهٔ وگ‌تیل
Word Forms
جمعwagtails

جملات نمونه

But Gavroche, who was of the wagtail species, and who skipped vivaciously from one gesture to another, had just picked up a stone.

اما گاوروش، که از گونهٔ دم‌جنبان بود و با شادمانی از یک حرکت به حرکت دیگر می‌پرید، همین‌الان یک سنگ برداشته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید