perching on the fence
درختچه را به عنوان پایگاه انتخاب کردن
bird perching
پرندگان نشستن
perching precariously
به طور خطرناک نشستن
perching quietly
به طور آرام نشستن
perched high
در ارتفاع بالا نشستن
perched on
روی...
perching spot
محل نشستن
perching birds
پرندگان نشستن
perched there
در آنجا نشستن
perching gently
به طور نرم نشستن
a robin was perching on the garden fence, surveying its domain.
یک روبین روی گیکت باغ نشسته بود و دامنه خود را نظارت میکرد.
the cat was perching on the windowsill, watching the birds outside.
گربه روی پنجره نشسته بود و پرندگان بیرون را نظارت میکرد.
he enjoyed perching on the branch of the old oak tree.
او لذت میبرد که روی شاخه درخت چنار قدیمی نشستن میکرد.
a hawk was perching patiently on a power line.
یک گربهپرند با صبر روی یک خط برق نشسته بود.
the parrot was perching on her shoulder, mimicking her words.
پرند روی شانهاش نشسته بود و کلمات او را تقلید میکرد.
a small bird was perching precariously on the icy branch.
یک پرنده کوچک روی شاخه یخزده به خطر میافتد.
the owl was perching silently in the hollow of the tree.
کُکُش در درون درخت به طور خاموش روی آن نشسته بود.
she found a comfortable spot perching on the sofa cushions.
او یک جای راحت روی فرش نشیمنگاه پیدا کرد.
a kingfisher was perching expectantly by the riverbank.
یک پرند کنیفشر در کنار رودخانه به طور منتظرانه نشسته بود.
the pigeons were perching on the roof of the old building.
پرندگان روی سقف ساختمان قدیمی نشسته بودند.
he liked perching on the edge of the table, dangling his legs.
او دوست داشت روی لبه میز نشسته و پاهایش را به هوای آزاد میانداخت.
perching on the fence
درختچه را به عنوان پایگاه انتخاب کردن
bird perching
پرندگان نشستن
perching precariously
به طور خطرناک نشستن
perching quietly
به طور آرام نشستن
perched high
در ارتفاع بالا نشستن
perched on
روی...
perching spot
محل نشستن
perching birds
پرندگان نشستن
perched there
در آنجا نشستن
perching gently
به طور نرم نشستن
a robin was perching on the garden fence, surveying its domain.
یک روبین روی گیکت باغ نشسته بود و دامنه خود را نظارت میکرد.
the cat was perching on the windowsill, watching the birds outside.
گربه روی پنجره نشسته بود و پرندگان بیرون را نظارت میکرد.
he enjoyed perching on the branch of the old oak tree.
او لذت میبرد که روی شاخه درخت چنار قدیمی نشستن میکرد.
a hawk was perching patiently on a power line.
یک گربهپرند با صبر روی یک خط برق نشسته بود.
the parrot was perching on her shoulder, mimicking her words.
پرند روی شانهاش نشسته بود و کلمات او را تقلید میکرد.
a small bird was perching precariously on the icy branch.
یک پرنده کوچک روی شاخه یخزده به خطر میافتد.
the owl was perching silently in the hollow of the tree.
کُکُش در درون درخت به طور خاموش روی آن نشسته بود.
she found a comfortable spot perching on the sofa cushions.
او یک جای راحت روی فرش نشیمنگاه پیدا کرد.
a kingfisher was perching expectantly by the riverbank.
یک پرند کنیفشر در کنار رودخانه به طور منتظرانه نشسته بود.
the pigeons were perching on the roof of the old building.
پرندگان روی سقف ساختمان قدیمی نشسته بودند.
he liked perching on the edge of the table, dangling his legs.
او دوست داشت روی لبه میز نشسته و پاهایش را به هوای آزاد میانداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید