wanks

[ایالات متحده]/wæŋks/
[بریتانیا]/wæŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع واژه wank، به معنای استمناء
v. سوم شخص مفرد واژه wank، به معنای استمناء کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wanks a lot

خیلی زیاد خودجوشی می‌کند

wanks off

خودجوشی خاموش می‌کند

wanks daily

به طور روزانه خودجوشی می‌کند

wanks too much

خیلی زیاد خودجوشی می‌کند

wanks hard

به سختی خودجوشی می‌کند

wanks alone

به تنهایی خودجوشی می‌کند

wanks often

اغراق می‌کند

wanks quietly

به آرامی خودجوشی می‌کند

wanks secretly

به طور مخفیانه خودجوشی می‌کند

wanks in private

در خفا خودجوشی می‌کند

جملات نمونه

he often wanks during his free time.

او اغلب اوقات در اوقات فراغت خود خودارضایی می‌کند.

she caught him wanking in the bathroom.

او او را در حال خودارضایی در حمام دید.

it's a private matter when someone wanks.

وقتی کسی خودارضایی می‌کند، یک موضوع خصوصی است.

he joked about wanking in front of his friends.

او در مورد خودارضایی جلوی دوستانش شوخی کرد.

wanking can be a normal part of sexuality.

خودارضایی می‌تواند بخشی طبیعی از سلامت جنسی باشد.

he was embarrassed when his roommate walked in while he was wanking.

وقتی هم‌اتاقش وارد شد در حالی که او خودارضایی می‌کرد، او خجالت کشید.

some people think wanking is unhealthy.

برخی از مردم فکر می‌کنند خودارضایی ناسالم است.

wanking is often discussed in humorous contexts.

خودارضایی اغلب در زمینه‌های طنزآمیز مورد بحث قرار می‌گیرد.

he prefers to keep his wanking habits private.

او ترجیح می‌دهد عادات خودارضایی خود را خصوصی نگه دارد.

there are many myths surrounding the act of wanking.

دیدگاه‌های زیادی در مورد عمل خودارضایی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید