wannabees

[ایالات متحده]/wɒnəbiː/
[بریتانیا]/wɑːnəbiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که آرزو دارد مانند شخص دیگری باشد؛ فردی که سبک یا رفتار دیگری را تقلید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

wannabee star

ستاره‌ی مشتاق

wannabee actor

بازیگر مشتاق

wannabee singer

خواننده مشتاق

wannabee model

مدل مشتاق

wannabee entrepreneur

کارآفرین مشتاق

wannabee writer

نویسنده مشتاق

wannabee chef

سرآشپز مشتاق

wannabee designer

طراح مشتاق

wannabee influencer

تاثیرگذار مشتاق

wannabee hero

قهرمان مشتاق

جملات نمونه

she is just a wannabee in the fashion industry.

او فقط یک جوینده در صنعت مد است.

many wannabees struggle to find their unique style.

بسیاری از جویندگان برای یافتن سبک منحصر به فرد خود تلاش می کنند.

he called himself a wannabee entrepreneur.

او خود را یک کارآفرین جوینده نامید.

there are too many wannabees in the music scene.

بسیار زیاد جوینده در صحنه موسیقی وجود دارد.

being a wannabee can be discouraging at times.

گاهی اوقات بودن یک جوینده می تواند ناامید کننده باشد.

she admires the talent of others but feels like a wannabee.

او از استعداد دیگران تحسین می کند اما احساس می کند یک جوینده است.

he doesn't want to be just another wannabee actor.

او نمی خواهد فقط یک بازیگر جوینده دیگر باشد.

there’s a fine line between being inspired and being a wannabee.

یک خط ظریف بین الهام گرفتن و جوینده بودن وجود دارد.

many wannabees fail to realize their potential.

بسیاری از جویندگان موفق به تحقق پتانسیل خود نمی شوند.

she is tired of being labeled a wannabee.

او از اینکه به عنوان یک جوینده شناخته می شود خسته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید