wanned

[ایالات متحده]/wænd/
[بریتانیا]/wænd/

ترجمه

v. رنگ پریدن یا بیمار به نظر رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

wanned out

بیرون رفتن

wanned away

دور رفتن

wanned down

پایین رفتن

wanned up

بالا رفتن

wanned off

خاموش شدن

wanned over

روی آن رفتن

wanned through

از آن عبور کردن

wanned back

برگشتن

wanned around

دور زدن

wanned into

وارد شدن

جملات نمونه

the team's performance really waned in the second half of the game.

عملکرد تیم در نیمه دوم بازی به طور قابل توجهی کاهش یافت.

his enthusiasm for the project has waned over time.

اشتیاق او نسبت به پروژه با گذشت زمان کاهش یافته است.

as the sun set, the light in the room waned.

همانطور که خورشید غروب می کرد، نور اتاق کم می شد.

the popularity of the show has waned since its first season.

از فصل اول، محبوبیت برنامه کاهش یافته است.

her interest in the subject waned after the first few lectures.

علاقه او به موضوع پس از چند سخنرانی اولیه کاهش یافت.

his health has waned due to the lack of proper care.

به دلیل عدم مراقبت مناسب، سلامتی او کاهش یافته است.

the excitement of the event waned as the day went on.

همانطور که روز پیش می رفت، هیجان رویداد کم می شد.

over the years, her passion for painting has waned.

در طول سالها، اشتیاق او به نقاشی کاهش یافته است.

as the night wore on, the crowd's energy began to wane.

همانطور که شب طولانی می شد، انرژی جمعیت شروع به کاهش کرد.

his confidence waned after receiving negative feedback.

پس از دریافت بازخورد منفی، اعتماد به نفس او کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید