warded off
جلوگیری کرد
warded against
در برابر دفاع کرد
warded by
توسط دفاع شد
warded away
دور نگه داشت
warded shield
سپر محافظت شده
warded protection
محافظت شده
warded spell
جادوی محافظت شده
warded area
منطقه محافظت شده
warded boundary
مرز محافظت شده
warded charm
جاذبه محافظت شده
the castle was warded against intruders.
قلعه در برابر متجاوزین محافظت شده بود.
she warded off the cold with a warm coat.
او سرما را با یک کت گرم دور کرد.
he warded off the attack with quick reflexes.
او با واکنشهای سریع حمله را دفع کرد.
the spell warded the village from harm.
جادو روستا را از آسیب محافظت کرد.
they warded their secrets from prying eyes.
آنها رازهای خود را از چشمهای کنجکاو پنهان کردند.
the doctor warded off infection with antibiotics.
پزشک با آنتیبیوتیکها از عفونت جلوگیری کرد.
she warded off her fears and faced the challenge.
او ترسهای خود را دور کرد و با چالش روبرو شد.
the guardian warded the entrance to the temple.
نگهبان ورودی معبد را محافظت کرد.
he warded off bad luck with a charm.
او با یک طلسم از شانس بد دور کرد.
they warded off negativity with positive thoughts.
آنها با افکار مثبت از منفیگرایی دور کردند.
warded off
جلوگیری کرد
warded against
در برابر دفاع کرد
warded by
توسط دفاع شد
warded away
دور نگه داشت
warded shield
سپر محافظت شده
warded protection
محافظت شده
warded spell
جادوی محافظت شده
warded area
منطقه محافظت شده
warded boundary
مرز محافظت شده
warded charm
جاذبه محافظت شده
the castle was warded against intruders.
قلعه در برابر متجاوزین محافظت شده بود.
she warded off the cold with a warm coat.
او سرما را با یک کت گرم دور کرد.
he warded off the attack with quick reflexes.
او با واکنشهای سریع حمله را دفع کرد.
the spell warded the village from harm.
جادو روستا را از آسیب محافظت کرد.
they warded their secrets from prying eyes.
آنها رازهای خود را از چشمهای کنجکاو پنهان کردند.
the doctor warded off infection with antibiotics.
پزشک با آنتیبیوتیکها از عفونت جلوگیری کرد.
she warded off her fears and faced the challenge.
او ترسهای خود را دور کرد و با چالش روبرو شد.
the guardian warded the entrance to the temple.
نگهبان ورودی معبد را محافظت کرد.
he warded off bad luck with a charm.
او با یک طلسم از شانس بد دور کرد.
they warded off negativity with positive thoughts.
آنها با افکار مثبت از منفیگرایی دور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید