warded

[ایالات متحده]/wɔːdɪd/
[بریتانیا]/wɔrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی مشارکَت ward; برای اجتناب یا مسدود کردن
adj. دارای کلیدگاه یا کلیدراه

عبارات و ترکیب‌ها

warded off

جلوگیری کرد

warded against

در برابر دفاع کرد

warded by

توسط دفاع شد

warded away

دور نگه داشت

warded shield

سپر محافظت شده

warded protection

محافظت شده

warded spell

جادوی محافظت شده

warded area

منطقه محافظت شده

warded boundary

مرز محافظت شده

warded charm

جاذبه محافظت شده

جملات نمونه

the castle was warded against intruders.

قلعه در برابر متجاوزین محافظت شده بود.

she warded off the cold with a warm coat.

او سرما را با یک کت گرم دور کرد.

he warded off the attack with quick reflexes.

او با واکنش‌های سریع حمله را دفع کرد.

the spell warded the village from harm.

جادو روستا را از آسیب محافظت کرد.

they warded their secrets from prying eyes.

آنها رازهای خود را از چشم‌های کنجکاو پنهان کردند.

the doctor warded off infection with antibiotics.

پزشک با آنتی‌بیوتیک‌ها از عفونت جلوگیری کرد.

she warded off her fears and faced the challenge.

او ترس‌های خود را دور کرد و با چالش روبرو شد.

the guardian warded the entrance to the temple.

نگهبان ورودی معبد را محافظت کرد.

he warded off bad luck with a charm.

او با یک طلسم از شانس بد دور کرد.

they warded off negativity with positive thoughts.

آنها با افکار مثبت از منفی‌گرایی دور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید