wardenship

[ایالات متحده]/ˈwɔː.dən.ʃɪp/
[بریتانیا]/ˈwɔːr.dən.ʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقام یا اختیار یک سرپرست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wardenship duties

وظایف سرپرستی

wardenship rights

حقوق سرپرستی

wardenship appeal

شکایت سرپرستی

wardenship policy

سیاست سرپرستی

wardenship agreement

توافقنامه سرپرستی

wardenship process

فرآیند سرپرستی

wardenship review

بررسی سرپرستی

wardenship application

درخواست سرپرستی

wardenship regulations

مقررات سرپرستی

wardenship responsibilities

مسئولیت‌های سرپرستی

جملات نمونه

his wardenship over the park ensured its preservation.

نگهداری او از پارک تضمین حفظ آن را کرد.

the wardenship of the wildlife reserve is a demanding job.

نگهداری از منطقه حفاظت شده حیات وحش شغلی طاقت فرسا است.

she received a certificate for her wardenship duties.

او گواهی نامه ای برای وظایف نگهبانی خود دریافت کرد.

his wardenship was marked by significant improvements in safety.

نگهداری او با بهبودهای چشمگیر در ایمنی مشخص شد.

wardenship requires a deep understanding of environmental laws.

نگهداری نیاز به درک عمیقی از قوانین زیست محیطی دارد.

the community praised her effective wardenship.

جامعه از نگهبانی موثر او قدردانی کرد.

wardenship is essential for maintaining order in public spaces.

نگهداری برای حفظ نظم در فضاهای عمومی ضروری است.

his experience in wardenship helped him manage the team.

تجربه او در نگهبانی به او کمک کرد تا تیم را مدیریت کند.

they discussed the challenges of wardenship during the meeting.

آنها چالش های نگهبانی را در طول جلسه مورد بحث قرار دادند.

the wardenship program aims to educate young volunteers.

برنامه نگهبانی هدف خود را آموزش داوطلبان جوان قرار داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید