more warier
بیشتر محتاط
warier approach
رویکرد جنگجو
be warier
محتاط تر باش
warier mindset
ذهنیت جنگجو
warier attitude
نگاه جنگجو
warier stance
موضع جنگجو
warier than ever
جنگجوتر از همیشه
warier choices
انتخاب های جنگجو
become warier
محتاط تر شو
warier decisions
تصمیمات جنگجو
he became warier of strangers after the incident.
او پس از حادثه نسبت به غریبهها محتاطتر شد.
she was warier than ever about sharing personal information online.
او بیش از همیشه در مورد به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی آنلاین محتاط بود.
investors are warier of risky stocks this year.
سرمایهگذاران امسال در مورد سهام پرخطر محتاطتر هستند.
after the warning, he was warier when walking in the park.
پس از هشدار، او هنگام قدم زدن در پارک محتاطتر بود.
she grew warier of the promises made by salespeople.
او نسبت به وعدههای داده شده توسط فروشندگان محتاطتر شد.
the dog became warier of strangers approaching the house.
سگ نسبت به غریبههایی که به خانه نزدیک میشدند، محتاطتر شد.
as the deadline approached, he grew warier of distractions.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، او نسبت به عوامل حواسپرتی محتاطتر شد.
she was warier of the food after hearing about the recall.
او پس از شنیدن در مورد فراخوان، در مورد غذا محتاطتر بود.
people are warier of scams during economic downturns.
مردم در زمان رکود اقتصادی در مورد کلاهبرداریها محتاطتر هستند.
he became warier of making promises he couldn't keep.
او در مورد دادن قولهایی که نمیتوانست انجام دهد، محتاطتر شد.
more warier
بیشتر محتاط
warier approach
رویکرد جنگجو
be warier
محتاط تر باش
warier mindset
ذهنیت جنگجو
warier attitude
نگاه جنگجو
warier stance
موضع جنگجو
warier than ever
جنگجوتر از همیشه
warier choices
انتخاب های جنگجو
become warier
محتاط تر شو
warier decisions
تصمیمات جنگجو
he became warier of strangers after the incident.
او پس از حادثه نسبت به غریبهها محتاطتر شد.
she was warier than ever about sharing personal information online.
او بیش از همیشه در مورد به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی آنلاین محتاط بود.
investors are warier of risky stocks this year.
سرمایهگذاران امسال در مورد سهام پرخطر محتاطتر هستند.
after the warning, he was warier when walking in the park.
پس از هشدار، او هنگام قدم زدن در پارک محتاطتر بود.
she grew warier of the promises made by salespeople.
او نسبت به وعدههای داده شده توسط فروشندگان محتاطتر شد.
the dog became warier of strangers approaching the house.
سگ نسبت به غریبههایی که به خانه نزدیک میشدند، محتاطتر شد.
as the deadline approached, he grew warier of distractions.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، او نسبت به عوامل حواسپرتی محتاطتر شد.
she was warier of the food after hearing about the recall.
او پس از شنیدن در مورد فراخوان، در مورد غذا محتاطتر بود.
people are warier of scams during economic downturns.
مردم در زمان رکود اقتصادی در مورد کلاهبرداریها محتاطتر هستند.
he became warier of making promises he couldn't keep.
او در مورد دادن قولهایی که نمیتوانست انجام دهد، محتاطتر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید