washeries

[ایالات متحده]/ˈwɒʃəri/
[بریتانیا]/ˈwɑːʃəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که در آن مواد شسته می‌شوند، به‌ویژه در صنعت معدن

عبارات و ترکیب‌ها

washery facility

امکانات شستشو

washery process

فرآیند شستشو

washery operation

عملیات شستشو

washery plant

کارخانه شستشو

washery equipment

تجهیزات شستشو

washery site

محل شستشو

washery management

مدیریت شستشو

washery technology

فناوری شستشو

washery standards

استانداردهای شستشو

جملات نمونه

the coal washery processes raw coal into a cleaner product.

واحد شست‌وشوی زغال سنگ، زغال خام را به محصولی پاک‌تر تبدیل می‌کند.

many workers are employed at the local washery.

بسیاری از کارگران در واحد شست‌وشوی محلی مشغول به کار هستند.

the washery uses advanced technology for efficiency.

واحد شست‌وشوی زغال سنگ برای افزایش کارایی از فناوری پیشرفته استفاده می‌کند.

environmental regulations affect the operation of the washery.

مقررات زیست‌محیطی بر عملکرد واحد شست‌وشوی زغال سنگ تأثیر می‌گذارد.

after the washery, the coal is ready for distribution.

پس از واحد شست‌وشوی زغال سنگ، زغال برای توزیع آماده است.

the washery plays a crucial role in the mining industry.

واحد شست‌وشوی زغال سنگ نقش مهمی در صنعت معدن دارد.

investments in the washery can improve coal quality.

سرمایه‌گذاری در واحد شست‌وشوی زغال سنگ می‌تواند کیفیت زغال را بهبود بخشد.

workers must follow safety protocols at the washery.

کارگران باید در واحد شست‌وشوی زغال سنگ از پروتکل‌های ایمنی پیروی کنند.

the washery's output has increased significantly this year.

تولید واحد شست‌وشوی زغال سنگ امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

regular maintenance is essential for the washery's operations.

تعویض منظم قطعات برای عملکرد واحد شست‌وشوی زغال سنگ ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید