washland

[ایالات متحده]/ˈwɒʃ.lænd/
[بریتانیا]/ˈwɑːʃ.lænd/

ترجمه

n. ناحیه سیلاب یا منطقه سیلاب رودخانه
Word Forms
جمعwashlands

عبارات و ترکیب‌ها

washland area

منطقه باتلاقی

washland habitat

زیستگاه باتلاقی

washland management

مدیریت تالاب

washland restoration

بازسازی تالاب

washland ecosystem

زیست‌بوم تالابی

washland plants

گیاهان تالابی

washland species

گونه‌های تالابی

washland conservation

حفاظت از تالاب

washland survey

بررسی تالاب

washland zone

منطقه تالابی

جملات نمونه

the washland is crucial for flood management.

حوضچه تخلیه برای مدیریت سیل بسیار مهم است.

birds often nest in the washland during spring.

پرندگان اغلب در بهار در حوضچه تخلیه لانه می سازند.

we conducted a study on the biodiversity of the washland.

ما مطالعه ای در مورد تنوع زیستی حوضچه تخلیه انجام دادیم.

the washland serves as a natural habitat for many species.

حوضچه تخلیه به عنوان زیستگاه طبیعی برای بسیاری از گونه ها عمل می کند.

restoration projects are underway in the local washland.

پروژه های بازسازی در حوضچه تخلیه محلی در حال انجام است.

during heavy rain, the washland absorbs excess water.

در هنگام باران شدید، حوضچه تخلیه آب اضافی را جذب می کند.

the washland is an important area for ecological research.

حوضچه تخلیه یک منطقه مهم برای تحقیقات اکولوژیکی است.

local schools organize field trips to the washland.

مدارس محلی سفر های علمی به حوضچه تخلیه سازماندهی می کنند.

wildflowers bloom beautifully in the washland.

گل های وحشی به زیبایی در حوضچه تخلیه شکوفا می شوند.

people enjoy birdwatching in the washland area.

افراد از تماشای پرندگان در منطقه حوضچه تخلیه لذت می برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید