| جمع | washrags |
wet washrag
دستمال مرطوب
dirty washrag
دستمال کثیف
soft washrag
دستمال نرم
clean washrag
دستمال تمیز
used washrag
دستمال استفاده شده
cotton washrag
دستمال پنبهای
folded washrag
دستمال تا شده
colorful washrag
دستمال رنگارنگ
small washrag
دستمال کوچک
thick washrag
دستمال ضخیم
i used a washrag to clean the table.
من از یک حوله دستمالی برای تمیز کردن میز استفاده کردم.
she always keeps a washrag in the bathroom.
او همیشه یک حوله دستمالی در حمام نگه می دارد.
after the workout, i wiped my face with a washrag.
بعد از تمرین، صورتم را با یک حوله دستمالی پاک کردم.
the baby needs a clean washrag for bath time.
نوزاد برای زمان حمام به یک حوله دستمالی تمیز نیاز دارد.
i soaked the washrag in hot water.
من حوله دستمالی را در آب داغ خیس کردم.
he used a washrag to remove the dirt from his hands.
او از یک حوله دستمالی برای پاک کردن خاک از دست هایش استفاده کرد.
don't forget to bring a washrag to the pool.
فراموش نکنید یک حوله دستمالی به استخر بیاورید.
she folded the washrag neatly after using it.
او بعد از استفاده، حوله دستمالی را به طور مرتب تا کرد.
it's important to wash your washrag regularly.
مهم است که حوله دستمالی خود را به طور منظم بشویید.
he prefers a soft washrag for his skincare routine.
او ترجیح می دهد از یک حوله دستمالی نرم برای روتین مراقبت از پوست خود استفاده کند.
wet washrag
دستمال مرطوب
dirty washrag
دستمال کثیف
soft washrag
دستمال نرم
clean washrag
دستمال تمیز
used washrag
دستمال استفاده شده
cotton washrag
دستمال پنبهای
folded washrag
دستمال تا شده
colorful washrag
دستمال رنگارنگ
small washrag
دستمال کوچک
thick washrag
دستمال ضخیم
i used a washrag to clean the table.
من از یک حوله دستمالی برای تمیز کردن میز استفاده کردم.
she always keeps a washrag in the bathroom.
او همیشه یک حوله دستمالی در حمام نگه می دارد.
after the workout, i wiped my face with a washrag.
بعد از تمرین، صورتم را با یک حوله دستمالی پاک کردم.
the baby needs a clean washrag for bath time.
نوزاد برای زمان حمام به یک حوله دستمالی تمیز نیاز دارد.
i soaked the washrag in hot water.
من حوله دستمالی را در آب داغ خیس کردم.
he used a washrag to remove the dirt from his hands.
او از یک حوله دستمالی برای پاک کردن خاک از دست هایش استفاده کرد.
don't forget to bring a washrag to the pool.
فراموش نکنید یک حوله دستمالی به استخر بیاورید.
she folded the washrag neatly after using it.
او بعد از استفاده، حوله دستمالی را به طور مرتب تا کرد.
it's important to wash your washrag regularly.
مهم است که حوله دستمالی خود را به طور منظم بشویید.
he prefers a soft washrag for his skincare routine.
او ترجیح می دهد از یک حوله دستمالی نرم برای روتین مراقبت از پوست خود استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید