washrag

[ایالات متحده]/ˈwɒʃræɡ/
[بریتانیا]/ˈwɔːʃræɡ/

ترجمه

n. پارچه‌ای که برای شستن استفاده می‌شود، به‌ویژه صورت یا بدن
Word Forms
جمعwashrags

عبارات و ترکیب‌ها

wet washrag

دستمال مرطوب

dirty washrag

دستمال کثیف

soft washrag

دستمال نرم

clean washrag

دستمال تمیز

used washrag

دستمال استفاده شده

cotton washrag

دستمال پنبه‌ای

folded washrag

دستمال تا شده

colorful washrag

دستمال رنگارنگ

small washrag

دستمال کوچک

thick washrag

دستمال ضخیم

جملات نمونه

i used a washrag to clean the table.

من از یک حوله دستمالی برای تمیز کردن میز استفاده کردم.

she always keeps a washrag in the bathroom.

او همیشه یک حوله دستمالی در حمام نگه می دارد.

after the workout, i wiped my face with a washrag.

بعد از تمرین، صورتم را با یک حوله دستمالی پاک کردم.

the baby needs a clean washrag for bath time.

نوزاد برای زمان حمام به یک حوله دستمالی تمیز نیاز دارد.

i soaked the washrag in hot water.

من حوله دستمالی را در آب داغ خیس کردم.

he used a washrag to remove the dirt from his hands.

او از یک حوله دستمالی برای پاک کردن خاک از دست هایش استفاده کرد.

don't forget to bring a washrag to the pool.

فراموش نکنید یک حوله دستمالی به استخر بیاورید.

she folded the washrag neatly after using it.

او بعد از استفاده، حوله دستمالی را به طور مرتب تا کرد.

it's important to wash your washrag regularly.

مهم است که حوله دستمالی خود را به طور منظم بشویید.

he prefers a soft washrag for his skincare routine.

او ترجیح می دهد از یک حوله دستمالی نرم برای روتین مراقبت از پوست خود استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید