wash in washtub
شستشو در وان
fill the washtub
پر کردن وان
empty the washtub
خالی کردن وان
clean the washtub
تمیز کردن وان
washtub full
وان پر
washtub liner
آستر وان
old washtub
وان قدیمی
metal washtub
وان فلزی
washtub stand
استند وان
portable washtub
وان قابل حمل
the old washtub was filled with soapy water.
وانه کهنه پر از آب صابون بود.
she scrubbed the clothes in the washtub until they were clean.
او لباسها را در وان تا زمانی که تمیز شدند، تمیز کرد.
they used a washtub for washing their laundry by hand.
آنها از وان برای شستن لباسهای خود با دست استفاده کردند.
the washtub was too heavy to lift alone.
وانه خیلی سنگین بود که بتوانید آن را به تنهایی بلند کنید.
he filled the washtub with water for the dog to cool off.
او وان را با آب پر کرد تا سگ خنک شود.
after the storm, the washtub was overturned in the yard.
بعد از طوفان، وان در حیاط واژگون شد.
they painted the washtub bright blue to match the decor.
آنها وان را به رنگ آبی روشن برای مطابقت با دکوراسیون نقاشی کردند.
the washtub served as a makeshift sink during the picnic.
وان به عنوان یک سینک موقت در هنگام پیک نیک مورد استفاده قرار گرفت.
grandma always used the washtub for washing linens.
مادربزرگ همیشه از وان برای شستن ملحفه ها استفاده می کرد.
he found an old washtub in the garage and decided to repurpose it.
او یک وان قدیمی در گاراژ پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را دوباره استفاده کند.
wash in washtub
شستشو در وان
fill the washtub
پر کردن وان
empty the washtub
خالی کردن وان
clean the washtub
تمیز کردن وان
washtub full
وان پر
washtub liner
آستر وان
old washtub
وان قدیمی
metal washtub
وان فلزی
washtub stand
استند وان
portable washtub
وان قابل حمل
the old washtub was filled with soapy water.
وانه کهنه پر از آب صابون بود.
she scrubbed the clothes in the washtub until they were clean.
او لباسها را در وان تا زمانی که تمیز شدند، تمیز کرد.
they used a washtub for washing their laundry by hand.
آنها از وان برای شستن لباسهای خود با دست استفاده کردند.
the washtub was too heavy to lift alone.
وانه خیلی سنگین بود که بتوانید آن را به تنهایی بلند کنید.
he filled the washtub with water for the dog to cool off.
او وان را با آب پر کرد تا سگ خنک شود.
after the storm, the washtub was overturned in the yard.
بعد از طوفان، وان در حیاط واژگون شد.
they painted the washtub bright blue to match the decor.
آنها وان را به رنگ آبی روشن برای مطابقت با دکوراسیون نقاشی کردند.
the washtub served as a makeshift sink during the picnic.
وان به عنوان یک سینک موقت در هنگام پیک نیک مورد استفاده قرار گرفت.
grandma always used the washtub for washing linens.
مادربزرگ همیشه از وان برای شستن ملحفه ها استفاده می کرد.
he found an old washtub in the garage and decided to repurpose it.
او یک وان قدیمی در گاراژ پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را دوباره استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید