washtubs

[ایالات متحده]/ˈwɔːʃtʌb/
[بریتانیا]/ˈwɔːrʃtʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف بزرگ برای شستن لباس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

wash in washtub

شستشو در وان

fill the washtub

پر کردن وان

empty the washtub

خالی کردن وان

clean the washtub

تمیز کردن وان

washtub full

وان پر

washtub liner

آستر وان

old washtub

وان قدیمی

metal washtub

وان فلزی

washtub stand

استند وان

portable washtub

وان قابل حمل

جملات نمونه

the old washtub was filled with soapy water.

وانه کهنه پر از آب صابون بود.

she scrubbed the clothes in the washtub until they were clean.

او لباس‌ها را در وان تا زمانی که تمیز شدند، تمیز کرد.

they used a washtub for washing their laundry by hand.

آنها از وان برای شستن لباس‌های خود با دست استفاده کردند.

the washtub was too heavy to lift alone.

وانه خیلی سنگین بود که بتوانید آن را به تنهایی بلند کنید.

he filled the washtub with water for the dog to cool off.

او وان را با آب پر کرد تا سگ خنک شود.

after the storm, the washtub was overturned in the yard.

بعد از طوفان، وان در حیاط واژگون شد.

they painted the washtub bright blue to match the decor.

آنها وان را به رنگ آبی روشن برای مطابقت با دکوراسیون نقاشی کردند.

the washtub served as a makeshift sink during the picnic.

وان به عنوان یک سینک موقت در هنگام پیک نیک مورد استفاده قرار گرفت.

grandma always used the washtub for washing linens.

مادربزرگ همیشه از وان برای شستن ملحفه ها استفاده می کرد.

he found an old washtub in the garage and decided to repurpose it.

او یک وان قدیمی در گاراژ پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را دوباره استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید