wassailed

[ایالات متحده]/wəˈseɪld/
[بریتانیا]/wəˈseɪld/

ترجمه

v. به طور افراطی الکل نوشیدن؛ با نوشیدنی جشن گرفتن یا شادباش گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

wassailed the night

شب را با شادی و سرور جشن گرفتند

wassailed with joy

با شادی جشن گرفتند

wassailed in song

با آواز جشن گرفتند

wassailed the season

فصل را جشن گرفتند

wassailed the crowd

مجمع را جشن گرفتند

wassailed with cheer

با خوشحالی جشن گرفتند

wassailed the spirits

روحیه ها را جشن گرفتند

wassailed in revelry

در جشن و سرور جشن گرفتند

wassailed the harvest

برداشت را جشن گرفتند

wassailed with laughter

با خنده جشن گرفتند

جملات نمونه

they wassailed in the streets during the festival.

آنها در طول جشنواره در خیابان‌ها شادی کردند.

we wassailed around the christmas tree, singing carols.

ما دور درخت کریسمس شادی کردیم و سرود زمزمه کردیم.

the villagers wassailed to celebrate the harvest.

روستاییان برای جشن گرفتن برداشت محصول شادی کردند.

she wassailed with her friends at the party.

او با دوستانش در مهمانی شادی کرد.

they wassailed joyfully, sharing stories and laughter.

آنها با شادی داستان‌ها و خنده‌ها به اشتراک گذاشتند.

the tradition of wassailing dates back centuries.

رسوم شادی کردن به قرن‌ها قبل بازمی‌گردد.

during the winter solstice, they wassailed to welcome the light.

در طول انقلاب زمستان، آنها برای استقبال از نور شادی کردند.

wassailing is a way to ensure a good harvest next year.

شادی کردن راهی برای اطمینان از برداشت خوب سال آینده است.

he wassailed with a mug of hot cider in hand.

او با یک فنجان آب سیب گرم در دست شادی کرد.

they gathered to wassail and toast to the new year.

آنها برای شادی کردن و نوشیدن به سال جدید جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید