watchwords

[ایالات متحده]/ˈwɒtʃwɜːdz/
[بریتانیا]/ˈwɑːtʃwɜrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات عبور یا عبارات استفاده شده به عنوان سیگنال؛ کلمات یا عبارات مخفی؛ شعارها یا سرودها

عبارات و ترکیب‌ها

core watchwords

کلمات کلیدی اصلی

key watchwords

کلمات کلیدی مهم

guiding watchwords

کلمات کلیدی راهنما

important watchwords

کلمات کلیدی مهم

daily watchwords

کلمات کلیدی روزانه

team watchwords

کلمات کلیدی گروهی

shared watchwords

کلمات کلیدی مشترک

strong watchwords

کلمات کلیدی قوی

common watchwords

کلمات کلیدی رایج

fundamental watchwords

کلمات کلیدی اساسی

جملات نمونه

her watchwords for success are discipline and perseverance.

عبارت کلیدی او برای موفقیت، انضباط و پشتکار است.

in times of crisis, adaptability should be our watchword.

در زمان بحران، توانایی انطباق باید کلمه کلیدی ما باشد.

the company's watchwords emphasize innovation and customer satisfaction.

عبارت‌های کلیدی شرکت بر نوآوری و رضایت مشتری تأکید دارند.

safety is the watchword in our workplace culture.

ایمنی کلمه کلیدی در فرهنگ کاری ما است.

his watchwords for life are honesty and kindness.

عبارت‌های کلیدی او برای زندگی، صداقت و مهربانی هستند.

environmental sustainability has become a watchword for many organizations.

پایداری محیطی به یک عبارت کلیدی برای بسیاری از سازمان‌ها تبدیل شده است.

her watchwords in parenting are love and patience.

عبارت‌های کلیدی او در تربیت فرزندان، عشق و صبر هستند.

teamwork is the watchword that drives our success.

همکاری تیمی کلمه کلیدی است که موفقیت ما را رقم می‌زند.

for this project, efficiency is our watchword.

برای این پروژه، کارایی کلمه کلیدی ما است.

respect for others should be a watchword in all interactions.

احترام به دیگران باید در همه تعاملات کلمه کلیدی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید