waterbug

[ایالات متحده]/[ˈwɔːtəˌbʌɡ]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːtərˌbʌɡ]/

ترجمه

n. حشره‌ی آبی کوچک، به‌ویژه عضوی از خانواده‌ی Gerridae؛ نوعی سوسری که برای زندگی نزدیک به آب سازگار شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

waterbug swimming

حشرات آب شنا

tiny waterbugs

حشرات آب کوچک

waterbug life

زندگی حشرات آب

watching waterbugs

تماشای حشرات آب

waterbug hunt

شکار حشرات آب

waterbug pond

گودال حشرات آب

waterbugs crawl

حشرات آب خزنده

waterbug found

حشره آب پیدا شد

waterbug habitat

زیستگاه حشرات آب

waterbug feeding

تغذیه حشرات آب

جملات نمونه

the waterbug darted across the pond's surface.

چرخنده‌پا به سرعت روی سطح آبگرفت.

we saw a tiny waterbug near the lily pads.

ما یک چرخنده‌پا کوچک را در نزدیکی لاله آبی دیدیم.

the children were fascinated by the waterbug's movements.

کودکان مجذوب حرکات چرخنده‌پا بودند.

the scientist studied the waterbug's behavior in detail.

دانشمند رفتار چرخنده‌پا را با جزئیات مطالعه کرد.

a small waterbug floated on the water's surface.

یک چرخنده‌پا کوچک روی سطح آب شناور بود.

the waterbug quickly disappeared beneath the weeds.

چرخنده‌پا به سرعت زیر علف‌ها ناپدید شد.

we collected waterbug samples for the experiment.

ما نمونه‌های چرخنده‌پا را برای آزمایش جمع‌آوری کردیم.

the waterbug's legs helped it swim efficiently.

پا‌های چرخنده‌پا به آن کمک کرد تا به طور کارآمد شنا کند.

the pond was teeming with tiny waterbugs.

گودال پر از چرخنده‌های کوچک بود.

we observed the waterbug feeding on algae.

ما چرخنده‌پایی را که در حال تغذیه از جلبک بود، مشاهده کردیم.

the waterbug is a common freshwater invertebrate.

چرخنده‌پا یک بی‌مهرگان آب شیرین رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید