waterlessly

[ایالات متحده]/ˈwɔːtələsli/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərəsli/

ترجمه

adv. بدون آب؛ به روش خشک

جملات نمونه

the food was waterlessly cooked using advanced technology.

غذا با استفاده از فناوری پیشرفته به صورت بدون آب پخته شد.

the flowers survived waterlessly for weeks due to special coating.

گل‌ها به دلیل پوشش خاص، برای هفته‌ها بدون آب زنده ماندند.

scientists developed a waterlessly preserved specimen for research.

محققان یک نمونه آب‌نبری حفظ شده را برای تحقیق توسعه دادند.

the solar panels work waterlessly in desert conditions.

پنل‌های خورشیدی در شرایط آب‌وناب بدون آب کار می‌کنند.

some plants can grow waterlessly in hydroponic systems.

برخی از گیاهان می‌توانند بدون آب در سیستم‌های هیدروپونیک رشد کنند.

the artifact was waterlessly cleaned without damaging its surface.

شیء باستانی بدون آسیب رساندن به سطح آن، به صورت بدون آب تمیز شد.

engineers designed a waterlessly cooled engine for efficiency.

مهندسان یک موتور خنک‌کننده بدون آب برای افزایش کارایی طراحی کردند.

the sauce was waterlessly prepared to retain concentrated flavors.

سس به صورت بدون آب تهیه شد تا طعم‌های غلیظ حفظ شوند.

desert animals have adapted to live waterlessly for extended periods.

حیوانات صحرا برای دوره‌های طولانی‌تری به زندگی بدون آب سازگار شده‌اند.

the ancient texts were waterlessly stored in climate-controlled vaults.

متون باستانی در خزینه‌های با کنترل آب و هوا به صورت بدون آب نگهداری می‌شدند.

farmers waterlessly irrigate crops using modern drip techniques.

کشاورزان با استفاده از تکنیک‌های مدرن آبیاری قطره‌ای، محصولات را به صورت بدون آب آبیاری می‌کنند.

the cosmetic formula was waterlessly mixed for better stability.

فرمول آرایشی به دلیل پایداری بیشتر به صورت بدون آب مخلوط شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید