dryly

[ایالات متحده]/'draɪlɪ/
[بریتانیا]/'draɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای خشک یا کنایه‌آمیز; به طرز سرد و بی‌احساس; به شیوه‌ای کسل‌کننده و غیرجذاب.

جملات نمونه

He delivered the news dryly.

او اخبار را به طور خشک و بی‌احساس اعلام کرد.

She responded to the joke dryly.

او به شوخی به طور خشک و بی‌احساس پاسخ داد.

The professor's lecture was delivered dryly.

سخنرانی استاد به طور خشک و بی‌احساس ارائه شد.

He dryly remarked on the situation.

او به طور خشک و بی‌احساس در مورد وضعیت نظر داد.

The comedian's humor was received dryly by the audience.

طنز کمدین به طور خشک و بی‌احساس توسط مخاطبان دریافت شد.

She dryly stated the facts.

او حقایق را به طور خشک و بی‌احساس بیان کرد.

The detective dryly questioned the suspect.

مامور پلیس به طور خشک و بی‌احساس مظنون را بازجویی کرد.

He dryly replied to the criticism.

او به طور خشک و بی‌احساس به انتقاد پاسخ داد.

The meeting ended dryly with no resolution.

جلسه بدون نتیجه‌گیری به طور خشک و بی‌احساس پایان یافت.

She dryly accepted the feedback without emotion.

او بدون احساسات، بازخورد را به طور خشک و بی‌احساس پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید