He delivered the news dryly.
او اخبار را به طور خشک و بیاحساس اعلام کرد.
She responded to the joke dryly.
او به شوخی به طور خشک و بیاحساس پاسخ داد.
The professor's lecture was delivered dryly.
سخنرانی استاد به طور خشک و بیاحساس ارائه شد.
He dryly remarked on the situation.
او به طور خشک و بیاحساس در مورد وضعیت نظر داد.
The comedian's humor was received dryly by the audience.
طنز کمدین به طور خشک و بیاحساس توسط مخاطبان دریافت شد.
She dryly stated the facts.
او حقایق را به طور خشک و بیاحساس بیان کرد.
The detective dryly questioned the suspect.
مامور پلیس به طور خشک و بیاحساس مظنون را بازجویی کرد.
He dryly replied to the criticism.
او به طور خشک و بیاحساس به انتقاد پاسخ داد.
The meeting ended dryly with no resolution.
جلسه بدون نتیجهگیری به طور خشک و بیاحساس پایان یافت.
She dryly accepted the feedback without emotion.
او بدون احساسات، بازخورد را به طور خشک و بیاحساس پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید