moistly baked
به طور مرطوب پخته شده
moistly layered
به طور مرطوب لایه بندی شده
moistly textured
دارای بافت مرطوب
moistly applied
به طور مرطوب اعمال شده
moistly finished
به طور مرطوب تکمیل شده
moistly packed
به طور مرطوب بسته بندی شده
moistly stored
به طور مرطوب نگهداری شده
moistly prepared
به طور مرطوب آماده شده
moistly served
به طور مرطوب سرو شده
moistly grown
به طور مرطوب رشد کرده
the cake was baked moistly, making it incredibly delicious.
کیک به صورت مرطوب پخته شد و این باعث شد که فوق العاده خوشمزه شود.
she spoke moistly about her childhood memories.
او به طور مرطوب در مورد خاطرات دوران کودکی خود صحبت کرد.
the soil should be kept moistly for the plants to thrive.
برای رشد گیاهان، خاک باید به طور مرطوب حفظ شود.
he wrote moistly in his journal after the emotional event.
او پس از آن رویداد احساسی، به طور مرطوب در دفترچه خاطرات خود نوشت.
the air felt moistly after the rain shower.
بعد از بارش باران، هوا به طور مرطوب احساس میشد.
she applied the cream moistly on her skin.
او کرم را به طور مرطوب روی پوست خود استفاده کرد.
the fabric was moistly damp from the humidity.
پارچه به دلیل رطوبت به طور مرطوب خیس بود.
he sang moistly, pouring his heart into the performance.
او به طور مرطوب آواز خواند و تمام وجود خود را در اجرا گذاشت.
the flowers bloom moistly in the early morning dew.
گلها در شبنم صبح زود به طور مرطوب شکوفا میشوند.
she cooked the chicken moistly to keep it tender.
او مرغ را به طور مرطوب پخت تا نرم بماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید