moistly

[ایالات متحده]/ˈmɔɪstli/
[بریتانیا]/ˈmɔɪstli/

ترجمه

adv. به طرز مرطوب یا خیسی؛ به طرز اشک‌آلود

عبارات و ترکیب‌ها

moistly baked

به طور مرطوب پخته شده

moistly layered

به طور مرطوب لایه بندی شده

moistly textured

دارای بافت مرطوب

moistly applied

به طور مرطوب اعمال شده

moistly finished

به طور مرطوب تکمیل شده

moistly packed

به طور مرطوب بسته بندی شده

moistly stored

به طور مرطوب نگهداری شده

moistly prepared

به طور مرطوب آماده شده

moistly served

به طور مرطوب سرو شده

moistly grown

به طور مرطوب رشد کرده

جملات نمونه

the cake was baked moistly, making it incredibly delicious.

کیک به صورت مرطوب پخته شد و این باعث شد که فوق العاده خوشمزه شود.

she spoke moistly about her childhood memories.

او به طور مرطوب در مورد خاطرات دوران کودکی خود صحبت کرد.

the soil should be kept moistly for the plants to thrive.

برای رشد گیاهان، خاک باید به طور مرطوب حفظ شود.

he wrote moistly in his journal after the emotional event.

او پس از آن رویداد احساسی، به طور مرطوب در دفترچه خاطرات خود نوشت.

the air felt moistly after the rain shower.

بعد از بارش باران، هوا به طور مرطوب احساس می‌شد.

she applied the cream moistly on her skin.

او کرم را به طور مرطوب روی پوست خود استفاده کرد.

the fabric was moistly damp from the humidity.

پارچه به دلیل رطوبت به طور مرطوب خیس بود.

he sang moistly, pouring his heart into the performance.

او به طور مرطوب آواز خواند و تمام وجود خود را در اجرا گذاشت.

the flowers bloom moistly in the early morning dew.

گل‌ها در شبنم صبح زود به طور مرطوب شکوفا می‌شوند.

she cooked the chicken moistly to keep it tender.

او مرغ را به طور مرطوب پخت تا نرم بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید