waterproofer

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəpruːfə/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərˌpruːfər/

ترجمه

n. ماده یا پوششی که چیزی را در برابر آب مقاوم می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

best waterproofer

بهترین ضد آب کننده

waterproofer application

کاربرد ضد آب کننده

waterproofer sealant

درزگیر ضد آب

waterproofer spray

اسپری ضد آب

waterproofer coating

روکش ضد آب

waterproofer liquid

مایع ضد آب

waterproofer product

محصول ضد آب

waterproofer kit

کیت ضد آب

waterproofer solution

راه حل ضد آب

waterproofer tape

نوار ضد آب

جملات نمونه

the waterproofer applied a coat to the roof.

آب‌بند، یک لایه را بر روی سقف اعمال کرد.

we need to hire a waterproofer for the basement.

ما نیاز داریم یک آب‌بند را برای زیرزمین استخدام کنیم.

the waterproofer recommended a special sealant.

آب‌بند یک درزگیر خاص را توصیه کرد.

after the rain, the waterproofer checked for leaks.

بعد از باران، آب‌بند برای بررسی نشتی‌ها بررسی کرد.

choosing the right waterproofer is essential for durability.

انتخاب آب‌بند مناسب برای دوام ضروری است.

the waterproofer finished the job ahead of schedule.

آب‌بند کار را زودتر از موعد به پایان رساند.

he learned the trade of a waterproofer from his father.

او تجارت آب‌بند را از پدرش یاد گرفت.

she is looking for a reliable waterproofer in the area.

او به دنبال یک آب‌بند قابل اعتماد در این منطقه است.

the waterproofer used eco-friendly materials for the project.

آب‌بند از مواد سازگار با محیط زیست برای پروژه استفاده کرد.

it’s important to verify the credentials of a waterproofer.

تأیید مدارک یک آب‌بند مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید