waterspout

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəspaʊt/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərspaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گردباد در حال وقوع بر روی آب; لوله یا مجرایی برای تخلیه آب; کانال یا خروجی تخلیه; نقطه تخلیه آب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waterspout warning

هشدار گرداب آب

waterspout formation

تشکیل گرداب آب

waterspout activity

فعالیت گرداب آب

waterspout watch

هشدار گرداب آبی

waterspout season

فصل گرداب آبی

waterspout sighting

مشاهده گرداب آب

waterspout research

تحقیقات گرداب آب

waterspout damage

آسیب گرداب آب

waterspout risk

خطر گرداب آب

waterspout event

حادثه گرداب آب

جملات نمونه

the waterspout formed suddenly over the lake.

گرداب آبی به طور ناگهانی بر روی دریاچه شکل گرفت.

we watched the waterspout from a safe distance.

ما گرداب آبی را از فاصله ای امن تماشا کردیم.

scientists study waterspouts to understand their behavior.

دانشمندان گرداب های آبی را برای درک رفتارشان مطالعه می کنند.

there was a waterspout warning issued for the coastal area.

هشداری در مورد گرداب آبی برای منطقه ساحلی صادر شد.

the waterspout lifted debris from the shore.

گرداب آبی زباله ها را از ساحل بلند کرد.

photographers flocked to capture the waterspout on camera.

عکاسان برای ثبت گرداب آبی با دوربین به آنجا هجوم آوردند.

during the storm, a waterspout was spotted near the harbor.

در طول طوفان، گردابی در نزدیکی بندر دیده شد.

waterspouts can be dangerous for small boats.

گرداب های آبی می توانند برای قایق های کوچک خطرناک باشند.

the waterspout dissipated as quickly as it appeared.

گرداب آبی به سرعت همانطور که ظاهر شد از بین رفت.

local fishermen are wary of waterspouts when at sea.

ماهیگیران محلی در هنگام حضور در دریا در مورد گرداب های آبی محتاط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید