waterwing

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəwɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərwɪŋ/

ترجمه

n. یک ساختار شبیه به بال که برای مسدود کردن یا منحرف کردن جریان آب طراحی شده است، معمولاً در مهندسی پل و سازه‌های هیدرولیک استفاده می‌شود؛ یک وسیله شناور یا حلقه مورد استفاده برای نجات در آب یا کمک به شنا.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waterwings

Persian_translation

waterwinging

Persian_translation

waterwinged

Persian_translation

the waterwing

Persian_translation

waterwing gear

Persian_translation

waterwing race

Persian_translation

with waterwings

Persian_translation

fast waterwing

Persian_translation

waterwing sport

Persian_translation

جملات نمونه

the graceful waterwing glided across the moonlit lake.

مرغ آبی ظریف با وقار بر روی دریاچه ماهتاب دار شناور بود.

researchers discovered a new waterwing colony in the remote wetlands.

محققان یک کلونی جدید از مرغ آبی را در تالاب های دورافتاده کشف کردند.

the waterwing's iridescent wings shimmered beautifully in the morning sun.

بال های رنگین کمانی مرغ آبی به زیبایی در نور خورشید صبح می درخشیدند.

conservationists are working tirelessly to save the endangered waterwing.

محافظان محیط زیست به طور خستگی ناپذیر برای نجات مرغ آبی در معرض خطر تلاش می کنند.

early morning fishermen often spot waterwings near the quiet shore.

ماهیگیران صبح زود اغلب مرغ آبی را در نزدیکی ساحل آرام می بینند.

the waterwing dove gracefully into the crystal-clear water.

مرغ آبی با ظرافت به آب شفاف و زلال شیرجه زد.

ancient legends describe the mysterious waterwing as a magical creature.

افسانه های باستانی مرغ آبی مرموز را به عنوان موجودی جادویی توصیف می کنند.

the rare waterwing population has declined due to severe habitat destruction.

جمعیت نادر مرغ آبی به دلیل تخریب شدید زیستگاه کاهش یافته است.

scientists studied the waterwing's unique annual migration patterns carefully.

دانشمندان الگوهای مهاجرت سالانه منحصر به فرد مرغ آبی را با دقت مطالعه کردند.

children enjoy drawing colorful pictures of the playful waterwing.

بچه ها از کشیدن نقاشی های رنگارنگ از مرغ آبی بازیگوش لذت می برند.

the protected waterwing sanctuary offers a safe haven for these birds.

حفاظت شده مرغ آبی، پناهگاهی امن برای این پرندگان فراهم می کند.

tourists photograph waterwings during their spectacular morning flights.

گردشگران در طول پروازهای صبحگاهی تماشایی خود از مرغ آبی عکس می گیرند.

the waterwing's distinctive call echoes across the misty marsh at dawn.

صدای مشخص مرغ آبی در سپیده دم در سراسر مرداب مه آلود طنین انداز می شود.

the clever waterwing uses its webbed feet to swim skillfully.

مرغ آبی باهوش از پنجه های خود برای شنا کردن ماهرانه استفاده می کند.

waterwings gather together in large groups during the breeding season.

مرغ آبی در طول فصل تولید مثل به صورت گروه های بزرگ جمع می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید