waxings

[ایالات متحده]/'wæksɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند اعمال موم؛ لایه‌ای از موم تشکیل شده
v. برای اعمال موم.

عبارات و ترکیب‌ها

waxing salon

سالن اپیلاسیون

waxing appointment

قرار ملاقات برای اپیلاسیون

smooth waxing experience

تجربه اپیلاسیون صاف و دلپذیر

waxing treatment

درمان اپیلاسیون

waxing specialist

متخصص اپیلاسیون

waxing machine

دستگاه اپیلاسیون

جملات نمونه

waxing lyrical about his splendid son-in-law.

در مورد داماد باشکوه خود با تحسین شعرگونه صحبت کردن

She is waxing poetic about her favorite book.

او در مورد کتاب مورد علاقه اش با شور و شوق صحبت می‌کند.

The salon offers waxing services for hair removal.

سالن خدمات موم اندازی برای از بین بردن مو ارائه می‌دهد.

He is waxing his car to make it shine.

او در حال واکس زدن ماشینش است تا براق شود.

Waxing and waning are phases of the moon.

میلادی و نو شدن فازهای ماه هستند.

I am considering waxing my legs for the beach trip.

من در حال بررسی واکس زدن پاهایم برای سفر ساحلی هستم.

The popularity of waxing as a hair removal method has increased.

محبوبیت موم اندازی به عنوان روشی برای از بین بردن مو افزایش یافته است.

Waxing lyrical about the beauty of nature is common among poets.

صحبت کردن با شور و شوق در مورد زیبایی طبیعت در بین شاعران رایج است.

She enjoys the process of waxing her surfboard.

او از روند واکس زدن تخته موج سواری خود لذت می برد.

Waxing the wooden furniture will protect it from damage.

واکس زدن مبلمان چوبی از آسیب دیدن آن جلوگیری می کند.

The moon is currently waxing towards fullness.

ماه در حال حاضر به سمت بدرقه در حال افزایش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید