waxen

[ایالات متحده]/'wæks(ə)n/
[بریتانیا]/'wæksn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زرد کمرنگ؛ کمرنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

waxen complexion

چهره رنگ‌پریده

waxen figure

تصویر رنگ‌پریده

waxen candles

شمع‌های مومی

waxen seal

اعلامیه مومی

جملات نمونه

a canopy of waxen, creamy blooms.

سقف پوشیده از گل‌های مومی و خامه‌ای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید