weals

[ایالات متحده]/wɪəlz/
[بریتانیا]/wilz/

ترجمه

n. مزایا یا رفاه; خوشحالی یا رفاه; نشانه‌ها یا زخم‌ها از شلاق یا چوب

عبارات و ترکیب‌ها

weals of skin

مناطق کبودی پوست

weals of joy

مناطق شادی

weals of pain

مناطق درد

weals of energy

مناطق انرژی

weals of hope

مناطق امید

weals of stress

مناطق استرس

weals of happiness

مناطق خوشحالی

weals of excitement

مناطق هیجان

weals of doubt

مناطق تردید

weals of laughter

مناطق خنده

جملات نمونه

his skin was covered in weals after the allergic reaction.

پوست او پس از واکنش آلرژیک با کهیرهای زیادی پوشیده شده بود.

the horse had weals from the rough saddle.

اسب به دلیل زین زبر و خشن دچار کهیر شده بود.

she noticed weals forming on her arm after the insect bite.

او متوجه شد که پس از گزش حشرات، کهیر روی بازویش در حال ایجاد است.

the doctor examined the weals and prescribed some cream.

پزشک کهیرها را معاینه کرد و کرم تجویز کرد.

he scratched the weals, making them worse.

او کهیرها را خاراند و آنها را بدتر کرد.

weals can be a sign of an underlying skin condition.

کهیرها می توانند نشانه یک بیماری پوستی زمینه‌ای باشند.

after the treatment, the weals began to fade away.

پس از درمان، کهیرها شروع به محو شدن کردند.

the athlete had weals from the intense training session.

ورزشکار به دلیل جلسه تمرینی شدید دچار کهیر شده بود.

she applied ice to the weals to reduce the swelling.

او برای کاهش تورم، یخ روی کهیرها گذاشت.

weals are often mistaken for hives in allergic reactions.

کهیرها اغلب در واکنش‌های آلرژیک با کهرسریغ می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید