weasels

[ایالات متحده]/ˈwiːzəlz/
[بریتانیا]/ˈwiːzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستانداری گوشتخوار با بدن کوچک و باریک؛ شخصی غیرقابل اعتماد یا فریبنده؛ زبان مبهم یا دور از ذهن

عبارات و ترکیب‌ها

weasels in disguise

weasels in disguise

sneaky weasels

weasels sneaky

weasels at play

weasels در حال بازی

weasels in action

weasels در حال عمل

weasels in trouble

weasels در مشکل

weasels lurking

weasels در کمین

weasels and foxes

weasels و روباه‌ها

جملات نمونه

weasels are known for their cunning behavior.

ویزل‌ها به دلیل رفتار حیله‌گرشان مشهور هستند.

the farmer complained about the weasels stealing his chickens.

کشاورز در مورد دزدیدن مرغ‌هایش توسط ویزل‌ها شکایت کرد.

weasels can fit through very small openings.

ویزل‌ها می‌توانند از سوراخ‌های بسیار کوچک عبور کنند.

she described her colleague as a weasel for betraying the team.

او همکارش را به دلیل خیانت به تیم، ویزل توصیف کرد.

weasels have a reputation for being sneaky.

ویزل‌ها به دلیل پنهانی بودنشان شهرت دارند.

he caught a glimpse of a weasel in the garden.

او نگاهی گذرا به یک ویزل در باغ انداخت.

weasels are often mistaken for ferrets.

ویزل‌ها اغلب با سمور اشتباه گرفته می‌شوند.

the documentary featured weasels in their natural habitat.

فیلم مستند ویزل‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان به تصویر کشید.

he has a weasel-like way of getting what he wants.

او روش ویزل‌وار خاصی برای به دست آوردن خواسته‌هایش دارد.

weasels play an important role in controlling rodent populations.

ویزل‌ها نقش مهمی در کنترل جمعیت جوندگان ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید