weatherproofs

[ایالات متحده]/ˈwɛðəpruːfs/
[بریتانیا]/ˈwɛðərpruːfs/

ترجمه

v. چیزی را در برابر شرایط جوی مقاوم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

buy weatherproofs

خرید پوشش‌های ضد آب

test weatherproofs

آزمایش پوشش‌های ضد آب

wear weatherproofs

پوشیدن پوشش‌های ضد آب

sell weatherproofs

فروش پوشش‌های ضد آب

choose weatherproofs

انتخاب پوشش‌های ضد آب

pack weatherproofs

بسته بندی پوشش‌های ضد آب

store weatherproofs

ذخیره پوشش‌های ضد آب

make weatherproofs

ساخت پوشش‌های ضد آب

find weatherproofs

پیدا کردن پوشش‌های ضد آب

design weatherproofs

طراحی پوشش‌های ضد آب

جملات نمونه

he always weatherproofs his outdoor furniture before winter.

او همیشه مبلمان فضای باز خود را قبل از زمستان ضد آب می‌کند.

they weatherproofed the house to protect it from heavy rain.

آنها خانه را برای محافظت در برابر باران شدید ضد آب کردند.

this jacket is designed to weatherproof against harsh conditions.

این ژاکت برای محافظت در برابر شرایط سخت طراحی شده است.

make sure to weatherproof the roof to avoid leaks.

مطمئن شوید که سقف را برای جلوگیری از نشتی ضد آب کنید.

the new paint claims to weatherproof the exterior surfaces.

رنگ جدید ادعا می کند که سطوح بیرونی را ضد آب می کند.

we need to weatherproof the windows before the storm hits.

ما باید قبل از رسیدن طوفان پنجره ها را ضد آب کنیم.

they used a special sealant to weatherproof the deck.

آنها از یک آب بند خاص برای ضد آب کردن عرشه استفاده کردند.

it's important to weatherproof your gear if you're camping.

اگر کمپینگ می کنید، ضد آب کردن تجهیزات شما مهم است.

he weatherproofed his shoes with a waterproof spray.

او کفش های خود را با یک اسپری ضد آب ضد آب کرد.

the company specializes in weatherproofing outdoor structures.

این شرکت در ضد آب کردن سازه های فضای باز تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید