weber

[ایالات متحده]/'weɪbə/
[بریتانیا]/ˈwɛbɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وِبِر (واحد فلوی مغناطیسی) - وِبِر (۱۸۰۴-۱۸۹۱، فیزیک‌دان آلمانی)

عبارات و ترکیب‌ها

weber per meter

وبر بر متر

max weber

ماکس وبر

weber number

عدد وبر

جملات نمونه

Weber is working in a garage as a mechanician.

ووبر به عنوان یک مکانیک در یک گاراژ کار می کند.

Weber is known for his contributions to sociology.

وبر به خاطر مشارکت‌هایش در جامعه‌شناسی شناخته می‌شود.

The weber is a unit of magnetic flux.

واحد شار مغناطیسی، وبر نام دارد.

Weber grills are popular for outdoor cooking.

باربکیوهای وبر برای پخت و پز در فضای باز محبوب هستند.

The weber is also used as a unit of electric current.

وبر همچنین به عنوان واحد جریان الکتریکی استفاده می‌شود.

Weber State University is located in Utah.

دانشگاه ایالت وبر در ایالت یوتا واقع شده است.

Max Weber was a prominent sociologist.

ماکس وبر یک جامعه‌شناس برجسته بود.

The weber is named after the German physicist Wilhelm Eduard Weber.

واحد وبر نامی است که از فیزیکدان آلمانی ویلهلم ادوارد وبر گرفته شده است.

Weber's law states that the just noticeable difference is a constant proportion of the original stimulus.

قانون وبر بیان می‌کند که اختلاف قابل توجه حداقل، یک نسبت ثابت از محرک اصلی است.

Weber found that bureaucracy can lead to inefficiency in organizations.

وبر دریافت که بوروکراسی می‌تواند منجر به ناکارآمدی در سازمان‌ها شود.

The weber is commonly used in physics and engineering.

واحد وبر معمولاً در فیزیک و مهندسی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید