wedlocks

[ایالات متحده]/'wedlɒk/
[بریتانیا]/'wɛdlɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ازدواج; وضعیت ازدواج

عبارات و ترکیب‌ها

out of wedlock

غیر مجرد

جملات نمونه

At ten years of age she was given in wedlock to this old roué who had already buried five wives.

در ده سالگی به ازدواج این مرد فاسد و پیر داده شد که از قبل پنج همسر دفن کرده بود.

children born in wedlock

فرزندان متولد شده در بندگی

to enter into wedlock

وارد ازدواج شدن

to live in wedlock

زندگی در بندگی

to be bound in wedlock

در بندگی بسته شدن

a happy state of wedlock

یک حالت خوشبختانه از بندگی

to break the bonds of wedlock

شکستن پیوندهای بندگی

to remain in wedlock

در بندگی باقی ماندن

to celebrate the bonds of wedlock

جشن گرفتن پیوندهای بندگی

نمونه‌های واقعی

My indiscretions were not tolerated at that time. I had a baby out of wedlock. The shame.

اشتباهات من در آن زمان قابل تحمل نبود. من بچه ای خارج از ازدواج داشتم. شرم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

They had their first baby, a boy named Lawrence, out of wedlock when Henrietta was barely fourteen years old.

آنها اولین فرزندشان را، پسری به نام لارنس، خارج از ازدواج داشتند زمانی که ه Henrietta فقط چهارده سال داشت.

منبع: Women Who Changed the World

In most countries, rising divorce rates coincide with more births out of wedlock and a fall in marriage rates.

در بیشتر کشورها، افزایش نرخ طلاق با افزایش تولدهای خارج از ازدواج و کاهش نرخ ازدواج همزمان است.

منبع: The Economist (Summary)

He had been born out of wedlock in February of 1900, from a Jewish father and a Catholic mother.

او در ماه فوریه سال 1900 خارج از ازدواج متولد شده بود، از پدری یهودی و مادری کاتولیک.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

" Erasmus was born out of wedlock" .

"اراسمس خارج از ازدواج متولد شد".

منبع: The Growth of the Earth (Part 2)

They employ euphemisms, using different words to describe sex permissible by religion, or illegal sex and sex out of wedlock.

آنها از کلمات ملایم استفاده می کنند، از کلمات مختلف برای توصیف رابطه جنسی مجاز از نظر مذهب، یا رابطه جنسی غیرقانونی و رابطه جنسی خارج از ازدواج.

منبع: The Economist (Summary)

Marriage and wedlock mean you are married.

ازدواج و پیوند مقدس به این معنی است که شما ازدواج کرده اید.

منبع: 2012 English Cafe

However, the word " wedlock" is not that common anymore.

با این حال، کلمه " wedlock" دیگر آنقدر رایج نیست.

منبع: 2012 English Cafe

Look, people have kids outta wedlock all the time.

ببینید، مردم همیشه بچه های خارج از ازدواج دارند.

منبع: Steve Harvey's motivational speech

Look, people have kids out of wedlock all the time.

ببینید، مردم همیشه بچه های خارج از ازدواج دارند.

منبع: Hey Steven

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید