weenier than
کوچکتر از
weenier size
اندازه وینر
feel weenier
احساس وینر
weenier version
نسخه وینر
look weenier
به نظر وینر
even weenier
حتی وینرتر
make weenier
وینر درست کن
weenier option
گزینه وینر
get weenier
وینر بگیر
seem weenier
به نظر می رسد وینر
the puppy was the weenier of the litter.
او توله سگ، کوچکترین عضو Litter بود.
he always chooses the weenier hot dog at the fair.
او همیشه سوسیس داغ کوچک را در نمایشگاه انتخاب میکند.
her weenier size made her look younger than her age.
کوچک بودن او باعث میشد جوانتر از سنش به نظر برسد.
the weenier child was often picked last for games.
کودک کوچک اغلب آخرین نفر برای بازی انتخاب میشد.
he felt like the weenier player on the team.
او احساس میکرد که ضعیفترین بازیکن تیم است.
she wore a weenier dress for the party.
او یک لباس کوچک برای مهمانی پوشید.
the weenier version of the toy is perfect for toddlers.
نسخه کوچک اسباببازی برای نوزادان عالی است.
he always orders the weenier burger at the restaurant.
او همیشه سوسیس کوچک را در رستوران سفارش میدهد.
the weenier cat was often overlooked by potential adopters.
گربه کوچک اغلب توسط افرادی که قصد داشتند آن را به فر بگیرند نادیده گرفته میشد.
she prefers the weenier version of the book for easy reading.
او نسخه کوچک کتاب را برای خواندن آسان ترجیح میدهد.
weenier than
کوچکتر از
weenier size
اندازه وینر
feel weenier
احساس وینر
weenier version
نسخه وینر
look weenier
به نظر وینر
even weenier
حتی وینرتر
make weenier
وینر درست کن
weenier option
گزینه وینر
get weenier
وینر بگیر
seem weenier
به نظر می رسد وینر
the puppy was the weenier of the litter.
او توله سگ، کوچکترین عضو Litter بود.
he always chooses the weenier hot dog at the fair.
او همیشه سوسیس داغ کوچک را در نمایشگاه انتخاب میکند.
her weenier size made her look younger than her age.
کوچک بودن او باعث میشد جوانتر از سنش به نظر برسد.
the weenier child was often picked last for games.
کودک کوچک اغلب آخرین نفر برای بازی انتخاب میشد.
he felt like the weenier player on the team.
او احساس میکرد که ضعیفترین بازیکن تیم است.
she wore a weenier dress for the party.
او یک لباس کوچک برای مهمانی پوشید.
the weenier version of the toy is perfect for toddlers.
نسخه کوچک اسباببازی برای نوزادان عالی است.
he always orders the weenier burger at the restaurant.
او همیشه سوسیس کوچک را در رستوران سفارش میدهد.
the weenier cat was often overlooked by potential adopters.
گربه کوچک اغلب توسط افرادی که قصد داشتند آن را به فر بگیرند نادیده گرفته میشد.
she prefers the weenier version of the book for easy reading.
او نسخه کوچک کتاب را برای خواندن آسان ترجیح میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید