| جمع | weighers |
digital weigher
توزین دیجیتال
platform weigher
توزین پلتفرمی
bench weigher
توزین نیمهنه
floor weigher
توزین کف
hanging weigher
توزین آویزان
automatic weigher
توزین خودکار
mechanical weigher
توزین مکانیکی
spring weigher
توزین فنری
portable weigher
توزین قابل حمل
load cell weigher
توزین سلول بار
the weigher needs to be calibrated regularly.
توزینکننده باید به طور منظم کالیبره شود.
he works as a weigher at the shipping company.
او به عنوان توزینکننده در شرکت حمل و نقل کار میکند.
the weigher displayed the correct weight of the package.
توزینکننده وزن صحیح بسته را نشان داد.
using a digital weigher can improve accuracy.
استفاده از توزینکننده دیجیتال میتواند دقت را بهبود بخشد.
she checked the weight on the weigher before sending it out.
او وزن را روی توزینکننده قبل از ارسال آن بررسی کرد.
they invested in a new weigher for better efficiency.
آنها برای افزایش بهرهوری در یک توزینکننده جدید سرمایهگذاری کردند.
every shipment must pass through the weigher.
هر محموله باید از طریق توزینکننده عبور کند.
the weigher malfunctioned, causing delays in the process.
توزینکننده دچار نقص فنی شد و باعث تاخیر در فرآیند شد.
she is responsible for operating the weigher at the factory.
او مسئولیت کار کردن با توزینکننده در کارخانه را دارد.
the weigher can measure up to 200 kilograms.
توزینکننده میتواند تا 200 کیلوگرم وزن بگیرد.
digital weigher
توزین دیجیتال
platform weigher
توزین پلتفرمی
bench weigher
توزین نیمهنه
floor weigher
توزین کف
hanging weigher
توزین آویزان
automatic weigher
توزین خودکار
mechanical weigher
توزین مکانیکی
spring weigher
توزین فنری
portable weigher
توزین قابل حمل
load cell weigher
توزین سلول بار
the weigher needs to be calibrated regularly.
توزینکننده باید به طور منظم کالیبره شود.
he works as a weigher at the shipping company.
او به عنوان توزینکننده در شرکت حمل و نقل کار میکند.
the weigher displayed the correct weight of the package.
توزینکننده وزن صحیح بسته را نشان داد.
using a digital weigher can improve accuracy.
استفاده از توزینکننده دیجیتال میتواند دقت را بهبود بخشد.
she checked the weight on the weigher before sending it out.
او وزن را روی توزینکننده قبل از ارسال آن بررسی کرد.
they invested in a new weigher for better efficiency.
آنها برای افزایش بهرهوری در یک توزینکننده جدید سرمایهگذاری کردند.
every shipment must pass through the weigher.
هر محموله باید از طریق توزینکننده عبور کند.
the weigher malfunctioned, causing delays in the process.
توزینکننده دچار نقص فنی شد و باعث تاخیر در فرآیند شد.
she is responsible for operating the weigher at the factory.
او مسئولیت کار کردن با توزینکننده در کارخانه را دارد.
the weigher can measure up to 200 kilograms.
توزینکننده میتواند تا 200 کیلوگرم وزن بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید